" تدبیر انسانی" و " تقدیر الهی "

تنها نجات یافته یک کشتی ، به ساحل جزیره دور افتاده ای، افتاده بود. او هر

روز را به امید کشتی نجات ، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام

خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت  تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید . اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود،از دور دید که کلبه اش  در حال سوختن است و دودی از آن به   به آسمان می رود.
همه چیز از دست رفته بود ، بدترین اتفاق ممکن افتاد.
از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد , فریاد زد: خدایــــا ! چطور راضی شدی  با من چنین کاری بکنی. بناچارآن شب با حداقل سرپناه خوابید.   

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید

 کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
 " خدا خواست که ما دیشب آن  آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم".

                                                  

 "وعسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا وهو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون" آیه 216  بقره

بسیاری از اتفاقات و وقایعی که در زندگی ما بوجود می آید بی تشابه به این

داستان زیبا نیست. با اعتقاد به جبر و اختیار و وظایف و مسئولیت انسان به

تلاش , و نقش و تاثیر انسان در وقایع و وضعیتی که در آن قرار دارد،  باید

گفت :  اطلاع و اشراف انسان به نتیجه بسیاری از امور محدود است . این

محدودیت هم ابعاد کیفی وهم کمی نتایج را شامل می شود.

البته منظور از این مطلب اشاره به آثار بخشی از اعمال و یا اتفاقاتی است که در

زندگی ما برحسب حکمت الهی حادث می شود،اما عقل و درک بشری بدون دیدن

آثار ظاهری آن از درک آن ناتوان و بعضا ناراضی است .

براین اساس  است که گفته می شود مکلفیم در هر موضوعی از زندگی انسانی ،

در چارچوب وظایف و مسئولیتهای مربوطه  اقدام ، تلاش و پی گیری لازمه را

داشته و با توکل بر خدا امیدوار به نتیجه حاصله باشیم و آنچه خیر است را از

خداوند مهربان بطلبیم .اگر چه رسیدن به این باور و یقین سهل نیست اما اگر بشود

چه آثار مثبت و اثرگذاری بر زندگی و رفتارهای مطلوب اجتماعی و انسانی

خواهد داشت .  

                                                   

 

/ 13 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانی تاجیک

قبلا با خود می گفتم چرا حاجی اصطلاح خفته را بکار برد ولی الان فهمیدم که چرا......بابا بنویس دیگه

وحید

به نظر شما چرا اتکا در نیم فصل دوم نتیجه نمی گیرد؟ لطفا در تکمیل کردن این مطلب کمک کنید. با تشکر

زبانکده ملی ایران - شعبه گرگان

ثبت نام ويژه ترم در زبانکده ملی ایران - شعبه گرگان: فرزندان فرهنگيان عزيز : 30 % تخفيف اعضاي پيشتازان و فرزانگان: 20 % تخفيف فرزندان ساير ادارات دولتي: 20 % تخفيف اعطاي نمايندگي به ساير شهرهاي استان گلستان آدرس: گرگان - روبروی بیمارستان طالقانی - جانباز 20 - تلفن 2228365

علی شافعی

سلام دوست گرامی . علی شافعی هستم . کاریکاتوریستم . وبلاگم را تازه درست کرده ام و قصد به روز کردن آنرا دارم. تقاضای لینک کردن وبلاگم را در وبلاگتان را داشتم در صورت علاقه برایم کامنت بگذارید تا شما را نیز در لینک خود بگذارم.. با سپاس www.talkhandestan.blogfa.com

عارف

gorganafsaneh.blogfa.ir

انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست

با سلام لینک وبلاگ شما در بخش پیوندهای وبلاگ انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست قرار گرفت؛ شما نیز در صورت تمایل می توانید نسبت به درج لینک انجمن اقدام فرمائید. با تشکر انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست

نخستین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

درود . شادمان میشویم از آنکه با شرکت در نخستین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان، در مسیر معرفی گرگان در فضای مجازی و ترویج فرهنگ گرگاندوستی همراه ما باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه موضوعات جشنواره ، قوانین ، نحوه ثبت نام و .... به سایت سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان به نشانی www.cs.gorgan.ir مراجعه کنید.

سيد عليرضا رئيسي

سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است . هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ گرم، پاسخ گويد نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ قدمي، راه محبت پويد به ادامه مطلب مراجعه کنید خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست همه گلچين گل امروزند ـ در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست . *** به كه بايد دل بست ؟ به كه شايد دل بست ؟ نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ نقشه يي شيطانيست در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ حيله پنهانيست . *** زير لب زمزمه شادي مردم برخاست ـ هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست به كه بايد دل بست؟ به كه شايد دل بست؟ *** خنده ها ميشكفد بر لبها ـ تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي همه بر درد كسان مينگرند ـ ليك دستي نبرند از پي درمان كسي *** از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟ ريشه عشق، فسرد واژه دوست، گريخت سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟