چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟

 l1183059955.jpg                                cards         

 در ایام تعطیلات فرصتی شد تا کمی مطالعه داشته باشم از جمله کتابی

 از اسپنسر جانسون به نام "چه کسی پنیر مرا جابجا کرد" .که قبلا بارها

قصد کردم آنرا بخوانم  اما موفق به مطالعه آن نشده بودم . توان نویسنده 

 در بردن خواننده  به فضای مورد نظر  کتاب   را  جالب  و  قابل تحسین

  میدانم . به دوستانی  که تاکنون این کتاب را  مطالعه  نکرده اند توصیه

مطالعه  آنرا  دارم .

به نظرم کتاب مذکور در عین کوچک بودن و صفحات کم آن  پر محتوا و موثر

می باشد. داستان با حضور 4 شخصیت فرضی ( 2 موش و 2  انسان

کوتوله )  در مواجهه با مشکل تامین غذا  و ...   بوده  که نهایتا  در جهت

القاء اهمیت  پویایی - تحرک  و توجه  به تغییر شرایط  و عوامل

محیطی  در هر حوزه ای اعم  از سازمانی  - بازار و تجارت - رفاقت و

رقابت و  حوزه  خانوادگی  و ... و  ضرورت  پیش بینی  - آمادگی  و

تطبیق  فعال  با  آن  می باشد.

از جمله نکات  قابل توجهی که بخوبی  به ذهن خواننده نزدیک و القاء

می شود موارد ذیل  میباشد:  

1. یاد آوری  تشابه زیا د موضوعات  زندگی انسان و حیوان  و فرصت

یادگیری از آن

2. اهمیت و ضرورت توجه به تغییر شرایط و عوامل محیطی در هر امری

 (در جهت حفظ وضع موجود و کسب آینده مورد انتظار)

3. اجتناب ناپذیر بودن  تعییر و تحول در برنامه ها  و اقدامات و حتی اهداف

متناسب  با  تغییر و تحولات

4. بسنده نکردن و راضی نبودن از وضع موجود و تحرک و تلاش در جهت

 بهبود مستمر  ( همواره  وضعیت بهتری را  متصور باشیم )

5. پرهیز از ترس و عدم تردید  در رهایی از وضع موجود و یا بعبارتی 

 موفقیت در پشت  دیوار ترس و تردید قرار دارد .

( اصرار نورزیدن و عادت نکردن به سبک و سیاق و برنامه ای که بیش از

این جواب نمی دهد)

6. دوری از تاخیر و تعلل در تصمیم و اقدام  به  حرکت  و مهم بودن

سرعت در عمل  (کسب فرصت بیشتر با سرعت بیشتر  و بالعکس )

7. اجتناب ناپذیر بودن ریسک پذیری  برای کسب شرایط  و فرصتهای بهتر

و دوری از محافظه کاری افراطی

  8. ضرورت تحمل زحمت و تلاش  (با اعتقاد)  یا بعبارتی سختکوشی 

 برای کسب نتیجه  ( نابرده  رنج  گنج  میسر  نمی شود ... )

۹.  عدم توقع  توفیق در اولین مراحل 

( شکست و پیروزی جزئی - واقعیتی - از  فرآیند  هر فعالیت هست )

و...

علاقمندم از  نظر و نتیجه گیری  دوستان  بعد از  مطالعه کتاب 

 بهره مند  شوم

/ 6 نظر / 13 بازدید
محمد ابراهیم بنی اسدی

آقای جمالی این یادداشت شما خیلی جالب بود. اگر امکان دارد دفعات بعد بیشتر ساده نویسی کنید تا خواننده به غیر از تجسم تفکرات شما از طریق حسی نیز با یادداشت شما ارتباط برقرار کند . و اینکه دوست دارم نتیجه تجربه کردن این یادداشت را در زندگی کاری و یا اجتماعیتان بدانم . نوشتن آن تجربیات به علت واقعی تر بودن تاثیرات عمیقتری در خواننده به جا می گذارد.

طبرستان

این آقای بنی اسدی کی هستند که دارنددستور می دن مگه اینکه از ارمنستان آمده باشند در ایران چنین شخصی وجود ندارد[نیشخند]

طبرستان

انشالله همیشه تعطیل باشد و همیشه کتابهای خوب خوب بخوانید و ما را مفیوض کنید

اذر

سلام حضرت مولانا در بیانی بسیار زیبا می فرماید از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم ز حیوان سر زدم مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن گم شوم بار دیگر هم بمیرم از بشر کز ملائک تا بر ارم بال و پر اما نویسنده در بیانی جذاب انسانها را به سه دسته تقسیم نموده / دسته ای که غرایز بر انها حکم می رانند و چیزی فراتر از ان نمی بینند این دسته زندگی حیوانی را پیش گرفته اند و اما دسته دیگر انسان نماها هستندکه پلکانی بالاتر از حیوانات قرار می گیرند انها از نعمتهایی که خداوند در وجود انها به ودیعه گذاشته است بهره نمی برند از نظر فلسفی به این گروه جبریون می گویند /مصداق بارز انها افراد تنبل و بی تحرک فکری و عملی هستند .و اما دسته سوم انسانهایی هستند که کنکاش می کنند تصمیم می گیرند و ارادهای قوی برای مبارزه با سختیها در خود ایجاد می کنند / //و من هم از اندسته هستم // اما تحلیل کتاب از نگاه متخصصانه جنابعالی قابل تعمق است و هنر شما در بیان روشن و پیشنهاد عملی برای عمل می باشد . [گل]

باآرزوي موفقيت براتان