برد - برد (win-win )
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  

                                     

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!
کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.
کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند
همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در  مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد  .

گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم.

 این مطلب متن ایمیلی بود که یکی از دوستان ارسال کرد. بنظرم این حکایت یکی از مصادیق بحثی از مباحث "تصمیم گیری" بطور عام  و  "مدیریت" بطور خاص  - تحت عنوان "سیاست برد – برد (یا همان win- win )" - است.  واژه "رقابت" که بارزترین کاربرد آن در تجارت و اقتصاد ((business می باشد، با مفهوم و تعبیر گذشته آن بیش از این کاربرد و کارکردهای لازم را ندارد و مفهومی جدید با تلفیق رقابت و رفاقت (به تناسب شرایط ) با نگاه  "برد – برد"  جایگزین شده است. البته شاید فقدان این تفکر در کوتاه مدت جواب دهد اما با شرایط ،شواهد ،تحولات و الزامات عصر حاضر ، قطعا در میان مدت و خصوصا بلند مدت راهگشا نخواهد بود.

بخش عمده این بحث مربوط به تغییر الگوی روابط و تعاملات ناشی از افزایش دانش و علوم و سطح آگاهی ،انتظارات و نگرش انسانها و  سایر تغییر و تحولات و توسعه جوامع میباشد. البته تغییر الگوهای موردنظر ،روابط و تعاملات از سطح بین فردی گرفته تا گروهی ، اجتماعی و همچنین منطقه ای و بین المللی را شامل می شود. که روابط و تعاملات دوستانه ، خانوادگی ، گروهی ، سازمانی ،شرکت ها و موسسات بازرگانی – اقتصادی ،سطوح حاکمیتی، روابط منطقه ای ملت ها و روابط بین الملل  همه در دایره شمول آن قرار دارند.

نتیجه گیری مرتبط دیگری که می توان در بحث تاثیر محیط داشت اینکه, قرابت جغرافیایی ملل توسعه یافته ، ملل درحال توسعه و همچنین عقب مانده هم  با حکایت این کشاورز موفق مرتبط می باشد. اگر چه اطلاعات جغرافیایی کمی دارم اما در همین حد که دقت کردم  عموما قرابتی از این دست را مشاهده کردم . عموما مجموعه کشورهای توسعه یافته در کنار هم ، کشورهای درحال توسعه نزدیک هم ، کشورهای درگیر و یا درحال جنگ نزدیک هم ،  هر یک در مناطقی تقریبا مشخص استقرار دارند. (ظاهرا مسایلی از این دست واگیر دار است). شاید ناتو - اروپای با پول واحد- و دهها برنامه مشترک اروپا حاصل این تفکر باشد.                                      

                        

پس آیا می شود براین اساس بیش از پیش به سیاستهای جمعی و منطقه ای برای اهداف و خواست های مشترک با کشورهای منطقه یا سایرین داشت ؟

همین مقایسه را شاید بتوان بطور نسبی در داخل کشور و شاخص های توسعه و برخورداری استان ها داشت، استانهای مستقر در مرکز (اصفهان-یزد- کرمان –شیراز –و...)، استانهای شمالغربی (آذربایجانهای غربی و خصوصا شرقی و اردبیل ) استانهای تهران و مجاور (قزوین-زنجان –همدان-سمنان) تا حدی مصادیقی از این دست هستند.

                                   

 پس بطور مثال آیا می شود بمنظور هم افزایی توانمندی ها و منابع, برنامه ها و سیاست ها و تلاش مشترکی برای نیازهای مشترک و مرتبط با استانهای همجوار داشت ؟

از دیگر کاربردهای این بحث کارکرد آن در سازمانها و موسسات دولتی ,عمومی و خصوصی می باشد که بر اساس آن باید تصمیمات و اهداف بطوری تعیین گردند که همزمان منافع افراد , سازمان و اجتماع فراهم گردد چرا که تنها در این حالت است که می توان انتظار افزایش تعلق و تعصب افراد , هم افزایی منابع سازمان و بهره وری داشت.

 

و اما گسترده ترین کارکرد آن در روابط و تعاملات بین فردی,خانوادگی , دوستانه ,گروهی و انواع شراکت هاست که بطور روزمره با آن مواجهیم و چه بسیار اختلافات , سوءتفاهمات و مناقشاتی را شاهدیم که منشاء عمده بسیاری از آنها عدم درک و پذیرش مفهوم  "برد-برد" می باشد.                                 

ادامه بحث طولانی است و نمی توانم خلاصه کنم .

 نتیجه اینکه : نمی شود به محیط پیرامون و تاثیر عوامل محیطی برتصمیمات بی توجه بود و فقط به متغیرهای مربوط به خود فکر کرد. یکجانبه گرایی بیش از این پاسخگو نیست . بهمین دلیل از سطح فردی گرفته تا سطح اجتماعی و ملی باید سیاست برد- برد را اتخاذ کرد و به

 آن باور داشت.      

 و دست آخر اینکه :در مباحث حوزه اجتماعی شکل جدید این سیاست " برد – برد – برد " ( یا همان  (win- win-win  می باشد ، یعنی صرف فایده فردی طرفین تصمیم  کفایت نمی کند بلکه عامل مهم دیگری وجود دارد که "فایده یا تاثیر اجتماعی" آن می باشد, و نباید نسبت به آن بی توجه بود.