سخنی دوباره
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳  

با سلام و آرزوی سلامتی برای همه دوستان و 

بازدیدکنندگانی محترمی که یادداشت 

"وضعیت سه شاخص عمده در..."را طی حدود یکسال

تحمل کردند ,

بعد از مدتها دوری از فضای گفتگوی مجازی یا

بعبارتی وبلاگ, دلتنگ این فضای جالب وآموزنده

شدم . متاسفانه برخی مشغله های بیش از

حد شغلی و کاری  که بخش اعظم زندگی مان

را فرا گرفته ,مجالی برای رعایت تناسب و تعادل

(یا بقول دکتر الهی قمشه "هارمونی" در آهنگ زندگی

باقی نمی گذارد.

تکرارهای کم تاثیر و فراموشی یا غفلت های پر

تاثیر , فرصت اندیشیدن و زیستن بمعنای واقعی

برای خود ,خانواده و اجتماع را محدود میکند .

اگرچه کار یا شغل و منصب هم بنوعی شامل

آن می شود. اما مشاغل(عموما دولتی و عمومی ) با

ویژگی های امروزی و بخصوص از نوع جهان -

سومی آن , از جنس خاصی است که  فاقد

ویژگی ها و جامعیت در جهت تکامل , رشد و

بلوغ انسانی است.

"آنچه می تواند بشود" و" آنچه می توان شد"

کمتر محقق می شود.

و خلاصه عموما :

فرصت "بودن" است , نه فرصت "شدن"  .

الا رحم ربی ... 

           ******************

بگذریم  ,

 بازدید و یادداشت های دوستان , حس حرکت

و پویایی که از این فضا دریافت می شود ,

 نیاز ناگزیر دانستن و فضای خوب یادگیری در

وبلاگ , باعث شد تا با تلاش و مداومت سعی

کنم  حتی الامکان این فرصت مغتنم را از دست

ندهم .               

تیر 86  ناهارخوران    انشاء ا...