مرور یادداشت یکی از روز های فروردین سال 83 - در استانداری گلستان
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۱  

غروب امروز  هنگام جابجا کردن وسائلم چشمم به تقویم سال ۸۳ 

 خورد   یک طرف آن یادداشتی از جلسه مورخ ۱۸/۲/۸۳  آیت ا.. میبدی 

 در مسجد جامع  و طرف دیگر یادداشت های روز انه ( روز ۱۰ فروردین

۸۳ )  دوره  اشتغال  در استانداری  بود که بدلیل جذابیت و تداعی

خاطراتم  عینا بیان  میکنم :

قسمت ۱ - بحث جلسه آیت ا... میبدی 


 شرایط ظهور حضرت مهدی (ع) و شرایط و الزامات  نحوه  حکومت پیامبر

اعظم ص  و سایر  ائمه  به اقتضای زمان و بر مبنای حفظ دین و مصالح

مردم بوده است . اینکه تحقق ظهور زمینه و آمادگی می خواهد و تا

شرایط طوری نشود که مردم  مشتاق نشوند  و نیاز  و انتظار واقعی

وجود نداشته باشد این امر صورت نمی گیرد .

مثل تولد و ظهور پیامبر مکرم اسلام  در زمانی که  فجیع ترین خشونت ها

و خیانت ها  وجود  داشته و مردم تشنه  وجود  کسی بودند که آنها  را  در

 خروج  از  آن کمک و  هدایت کند (داستا ن پیمان حلف الفضول و ... ).

با اینحال در زمان حضرت پیامبر بدلیل محدودیت ها  و نبود  امکانات و ابزار

(مثلا برای ابلاغ یک پیام روزها وقت می خواست ) آمادگی و  امکان  یک

حکومت جهانی  وجود نداشت  ولی احساس می شود امروزه زمینه های
بروز و ظهور حکومت جهانی و امکان حکومت واحد اسلامی فراهم باشد.

- که بی ارتباط به مباحث دهکده جهانی از زاویه دینی نمی باشد  و

 بررسی و مطالعه بیشتر در این زمینه را می طلبد  -

به امید  روزی  که  خلیفه اللهی (جانشینی )  انسان و  کدخدائی  او با

حکومت جهانی محقق گردد.


حاشیه :

اما جالبه مطلبی که  همواره از نوجوانی در ذهنم بوده  و بمرور به بطلان

آن  رسیدم  را  بیان کنم   اینکه  عموم مطالبی که از ظهور حضرت حجت

به عوام  رسیده  گرایش به تصوراتی از  گرز  و شمشیر و ...  بوده است

که به نظرم  وقتی انسان به  حد اقل های  فلسفه ظهور  و امکان تحقق

دلخواسته های اصیل انسانی و عدالت واقعی که همه بدنبال آنیم  و

جانشینی خدا  در زمین بیندیشد  مطالبی که شاید از روی  نا آگاهی

 برجسته و به ما  رسیده  بسیار کمرنگ می گردد  و  اشتیاق ظهور و

زمینه های فزاینده  می گردد.



قسمت ۲ - یادداشت روز ۱۰ فروردین ۸۳

- امروز را بدلیل  مهمانی شب قبل دیر سر کار رفتم  روز کاری نسبتا

خلوتی  بود و مثل همیشه ایام  عید  افراد درگیر دید و بازدیدها  بودند.

- باتفاق آقای ملکان - معاون برنامه ریزی و اداری مالی -  و تنی چند از

همکاران به  دیدار  آقای کریمی - معاون عمرانی -  رفتیم.

-  از  همکاران مجموعه  خانمهای  اداره کل برای تبریک عید  به دفترم

تشریف  آوردند.

- به  دفتر شهری و روستایی  به دیدن  آقای حسینی رفتم که آقای ...

رییس مرکز آموزشی ...   با  چند تا از همکارانش  آنجا بودند .

شاید بخاطر توقع  بالای من معمولا  برخی چیزها  و افرادی که می بینم 

و آنچه  از قبل تصور میکنم  باید باشد  فرق می کند؟!

- مشغول  کار  اداری در دفترم  بودم  که آقای فقیه  - معاون سیاسی

امنیتی -  با  چند تا  از همکارانش برای دیدار عید به دفترم  آمدند .

خیلی شرمنده  شدم  چون  هنوز  من خدمت  ایشان  نرسیده بودم .

کمی توقف کردند  و تشریف بردند . کار جالبی بود بطور دسته جمعی به

 همه  واحدها  تبریک سال نو  گفتند  البته نه فقط  اتاق مدیران  بلکه

همه  اتاقهای  ساختمان  استانداری .

- بعد از ظهر  با احمدرضا  رفتیم  نعلبندان  ماهی بخریم  . نداشتند مرغ

گوشت خریدیم  و  برگشتیم.

- شب  به اتفاق آقای حسینی و خانواده به منزل آقای صادقی - مدیر کل

اجتماعی - رفتیم   آقای خاکی مدیر کل سابق اجتماعی هم آنجا تشریف

 داشتند. صحبتهایی از انتخاب شهردار  و بحث آقای صادقی و  وضعیت

فعلی آقای  صادقلو  شد .

- همان شب  منزل آقای حسینی هم  رفتیم.

- ساعت ۵/۱۰ شب بود  که راننده جناب استاندار  را  دم در ساختمان و 

استاندار و همسرشان را  هم در راه پله ها  دیدم . ظاهرا منزل  رییس

دفترشان  آقای منصوریان تشریف داشتند.

- و امروز در سررسید(تقویم ) خود حدیث زیبایی از امام صادق (ع)  توجهم

را جلب کرد :

کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم

که مردم را نه با زبان بلکه با رفتار و اعمال خود به حق دعوت کنید.

اگرچه این حدیث را قبلا شنیده بودم  ولی برایم جالب بود  که فکر

می کنم  بیشتر  بخاطر  رفتار امروز  و  رفتارهای اخلاقی و انسانی

متعددی بود که  از  آقای فقیه دیده بودم  و برایم جالب و آموزنده  بود.

 صرفنظر از  گرایشات  و تعصبات حزبی که از هرکسی قابل احترام هست

 شخصیت ایشان دوست داشتنی است .خدا حفظشان کند .

امروز  روز خوبی داشتم .

همین ...