توسعه دایره شمول گرگان دوستی برای توسعه گرگان
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥  

در یادداشت قبلی مختصری در باب آثار اقدامات مفیدی از جمله جشنواره وبلاگ نویسان گرگان دوست گفتم و قرارگذاشتم در ادامه مطلبی در باب  "گرگان"  و " گرگان دوستی"  بنویسم . که با توجه به نشانه هایی مثبت از حرکت هایی مشابه ازجمله نامگذاری روزی به نام گرگان, مصمم شدم از باب وظیفه حتما بنویسم.

از ویژگی های برجسته یک جامعه , مقبولیت عمومی و جذابیت آن است – که بدلیل محدودیت کمی یادداشت به عوامل و زوایای مختلف آن نمی پردازم – اینکه جامعه ای با مختصات و جمیع مشخصاتی که دارد برای هر تازه وارد ی قابل پذیرش و فراتر از آن جذاب باشد.

برای همه کسانی که با گرگان و گرگان زمین (سرزمین استرآباد) آشنایی دارند روشن است که گرگان با همه ترکیب و تنوع فرهنگی که دارد با همین نام و نشان جذابیت قابل ملاحظه ای دارد که اگر نگوییم بی نظیر است قطعا کم نظیر است.

اگرچه نمی توان اهمیت شرایط اکولوژیکی و اکوسیستمی منطقه را نادیده گر فت اما اصل و اساس موضوع , قابلیت های فرهنگی –اجتماعی یک جامعه است. یا بعبارتی دیگر ‘ تا محتوای جامعه ای (یا فرهنگ آن ) مورد پذیرش واقع نشود سایر مولفه ها به سختی می تواند کسی را متقاعد به انتخاب به این مهمی نماید. این ویژگی را نباید کم اهمیت تلقی کرد . چرا که به نظرم این خصوصیت  برای کمترجامعه ای متصوراست .اگر حد اقل شرایط 4 استان همسایه را مروری کنیم این حد از ظرفیت فرهنگی اجتماعی و جاذبه  قابل مقایسه نیست , در حالیکه اگر جاذبه های ظاهری عامل اصلی باشد در برخی موارد استانهای همجوار ویژگی های بارزتری دارند.

صرفنظر از کلیت بحث مهاجرپذیری , از نمونه موارد ی که بطور برجسته خودنمایی نموده و برای نگارنده جالب بوده است  نمونه  متعدد افرادی (چه در بخش عمومی یا  خصوصی ) است که به سبب اضطرار یا الزام شغلی و یا هر اتفاق دیگری(بدوا بطورموقت)  در گرگان ساکن شده اند اما با تجربه اجتماعی ومدتی زندگی در آن, " ماندگاری در گرگان "  به انتخاب راحت و مرجح آنها تبدبل شده است.

 بلاشک در فرد تازه وارد  رابطه و علاقه تاثیرگذار و عمیقی با جامعه میزبان ایجاد شده است که برای آنها این ارزش را داشته که سرمایه پرارزش عمر خود و خانواده را در دامن آن صرف کنند. اینها شاید با تعریف قومیتی و یا ناسیونالیستی " گرگانی "  نباشند اما قطعا دوستداران و علاقمندان به گرگان و گرگان زمین هستند وطبیعی است که حداقل اهتمام و دغدغه مسایل وتوسعه جامعه خود را داشته باشند.

درنظر بگیرید کسی را که دوره زمانی خدمت سربازی یا یک دوره تحصیل را  در یک شهر گذرانده باشد  چه احساس قرابت خوبی با آن شهر دارد .این مثال را مقایسه کنید با احساس تعلق و تعصب کسی که به این اقناع رسیده باشد که با تحمل جلای وطن (بهردلیل ) , جامعه جدیدی را برای زندگی انتخاب کند.

با این فرض و بعنوان یک نظر کلی می توان دایره شمول " گرگانی ها " و یا بعبارتی " گرگان دوستان"  را بسیار وسیعتر از آنچه که احتمالا در برخی از اذهان است در نظر گرفت (آنچه که متاسفانه در مقاطعی از زمان گذشته  با کوبیدن بر طبل ناسیونالسیسم گرگانی- اگر چه از سوی عده ای قلیل-  آثار نامطلوبی بر تحکیم و انسجام اجتماعی برجای گذاشته و چه بسا برخی از مسایل موجود مربوط  به آثار ناشی از چنین تفکراتی در گذشته بوده است ).

هدف اینکه باید دقت شود حفظ این قابلیت ها و فرصت ها و بهره برداری از آن در راستای توسعه و آبادانی مدنظر باشد و در طرح و بحث راجع به برخی مفاهیم ‘ برنامه ها و  فعالیتهای فرهنگی -اجتماعی در مورد گرگان ‘ به تعلقات و تعصبات مثبت اجتماعی آسیب نرسد و  ویژگی هایی که می تواند فرصت باشد را تبدیل به تهدید نکند. بی تعارف بگویم اگر همین " گرگان دوستی"  را خوب مطرح نکنیم و یا آنچه که در ذهن دلسوزان اصلی و افراد محوری است بخوبی مطرح و معرفی نشود مصداق شمشیر دو لبه را پیدا خواهدکرد که می تواند ببرد آنچه را که نباید. یا به تعبیر امروزی ها فرصتها را به تهدید تبدیل کند

علاقه مندان گرگان باید کاری کنند هر حرکت و تلاشی که به نام گرگان و راستای توسعه آن مطرح می شود , "اصل" و "ماهیت" آن آبادانی و اعتلای این سرزمین تاریخی و پرافتخار باشد و فایده و نتیجه ای در این امر داشته باشد , دچار شکل ها , فرم ها و تشریفات زائد نشود , حاشیه فعالیت ها  بر متن و اصل غالب نشود , افراد و عناوین خیلی برجسته نگردند و  ...

البته در انتها یادآوری کنم که طرح این موارد به معنای فقدان آن نیست و هدف صرفا تاکید بردغدغه و چیزهای با اهمیتی است که باید همه علاقمندان به آن توجه بیشتری کنند.بدیهی است با این ملاحظات می توان با تحکیم اجتماعی , انسجام و وحدت نظر بیش از پیش , در راه اعتلای این سرزمین تاریخی و دستیابی به جایگاه واقعی آن گام برداشت.

 با استناد به  قول آیه شریفه  که می فرماید :  " ان ا... لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم "  و یادآوری تجربه تاریخی توسعه جوامع مختلف  می توان با قاطعیت گفت که  درتغییر , توسعه و پیشرفت  هر ملتی ,  "خواست" , "همت"  و "تلاش" خودشان از مهمترین عوامل بوده که آنهم  بی وحدت و انسجام حاصل نمی گردد .

                                                                                                   به امید آنروز