تصویب بودجه سال 87 شهرداری گرگان - قسمت دوم
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۸  

 

 ۵.عملکرد  سال 86 نسبت به بودجه  سال 86 شهرداری -  بعد ا ز۳ الی ۴  سال

 عدم  تحقق و یا  پایین تر بودن عملکرد از بودجه - درسال گذشته حدود  14%

 درصد افزایش داشته  است (بدون احتساب اعتبارات دولتی ). 

که میتواند موید استراتژی  و برنامه داشتن  مدیریت شهرداری و شورای شهر  و

منطقی بودن افزایش  بودجه  سال  87   باشد.

6. بودجه شهرداری گرگان بتنهایی  بیش از جمع بودجه  کل (22)  شهر دیگر

استان می باشد.

7. بودجه شهرداری گرگان از بودجه  همه مراکز استانها و سایر شهرهای

استانهای همجوار  (خراسان شمالی  - سمنان - مازندران )  بیشتر است.

8. رقم بودجه شهرداری گرگان  جزو  بالاترین بودجه ها در بین  کل سازمانها و

دستگاههای اجرایی استان  است.(بجز آموزش و پرورش که وضعیت خاص دارد) 

9. رقم بودجه گرگان  در بین  شهرهای  هم ردیف  بلحاظ  جمعیت و شرایط  کلی

 یا  بعبارتی همان  بودجه  سرانه  در کل کشور شرایط نسبتا مطلوبی دارد

 و بلحاظ  کمی  در رده های قبل  از  8-7  قرار دارد.

10.  بودجه سال 87 نسبت  به  بوجه  86 از حدود  40% رشد  برخوردار

 هست  که  کم سابقه  می باشد -

با توجه به اینکه سیاست عمومی مدیریت  در واحدهای  خودگردان و خودکفا 

 مثل  شهرداریها  به تنظیم  درآمدها (بودجه )  با  دید  محافظه کارانه

 (درآمد کم ریسک و قطعی تر ) می باشد  این افزایش میتواند دال بر عزم

شهرداری  و شورای شهر در جهت  بهبود وضعیت  مدیریت شهری  باشد.

11.  برنامه پنجساله عمرانی شهرداری  باستناد ماده  ۱۵  قانون نوسازی

 ( که کمتر در شهرداریها تهیه می شود)   قبل از تهیه  بودجه  یکساله ۸۷  تهیه

و تنظیم  شده است  فلذا  بلحاظ  اجرایی  برنامه عمرانی  مدون  برای  شهر و

بودجه  پیشنهادی  وجود  دارد.

12. 42 درصد از بودجه فوق جاری  و 58  درصد عمرانی  است  که در نرم 

توزیع اعتبارات شهرداریها سطح نسبتا مطلوبی قرار دارد.

 با  اضافه کردن این توضیح  که اعتبارات جاری در شهرداریها با سایر

 دستگاههای دولتی و عمومی  متفاوت  است  به این جهت که بیشترین بخش از

 اعتبارات جاری مربوط  به فعالیتهای خدمات شهری و فضای سبز و زیباسازی و

  مرتبط  به آن می باشد که ماهیت جاری با تعریف معمول و متداول آنرا  ندارد.

13. و شاید مهمتر از همه اینکه  بخش مهمی  از موارد فوق  ناشی از فرهنگ

بالای شهرنشینی و قانون مداری و تعصب به آبادانی  همشهریان عزیز گرگانی

  میباشد.

امیدواریم  با توجه به برخی نکات فوق الذکر در مورد مرکز استان و سایر قابلیتها  

توانمندیها  و فرصتهای موجود منطقه ای از جمله توانمندی انسانی و دورنمای

 مثبت در امکان ایجاد اتحاد و همدلی   در مباحث توسعه و جبران عقب ماندگیها ی

منطقه  بتوان با  اهتمام جمعی  و تفکیک و کمرنگ کردن مرزبندیها در حوزه های

اقتصاد منطقه ای از حوزه سیاسی  (که حداقل بصورت مقطعی اجتناب نا پذیر

می باشد)  به   بازگشت دوره های سربلندی  منطقه استرآباد   و همچنین حصول

    توسعه منطقه ای  امیدوار بود.

امری  که در اکثر قریب  به  اتفاق استانها  ( به زبانزدی  و  پیشتازی  کرمان 

اصفهان  یزد   شیراز  حتی مازندران و  ... )  محقق  و موفق بوده  و فرصتها

توانمندیها و  نیروهای موجود را - در راه تقابلات صرفا جریانی - به هرز نداده 

 و   فرصتها را به غیر واگذار نکرده  و  استان خود را آزمایشگاهی برای همه

  نوع  تغییرات !!  قرار نداده اند  و  برای نسل بعد از خود پاسخ  دارند  و ...

                                                                                                                                                               بامید آنروز


تصویب بودجه سال 87 شهرداری گرگان - قسمت اول
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۸  

بودجه سال ۸۷ شهرداری گرگان در  هشتاد و سومین جلسه رسمی وعلنی شورای

 اسلامی شهر - روز شنبه مورخ  24/ 1/ 87 - با  حضورو غیاب !!  تعدادی  از

 مسئو لین شهر و استان ، منتخب مردم شریف گرگان در هشتمین دوره مجلس

شورای اسلامی جناب حجه الاسلام طاهری ، اعضای شورای شهر ، معاونین و

مدیران شهرداری ، جمعی از شهروندان و حضور پرشور خبرنگاران وعکاسان)! 

 توسط شورای شهر تصویب  و توسط جناب طاهری  به شهردار تقدیم گردید.

نکات جالب توجه موضوع در در دو  دسته عرض می کنم :

الف ) نکات شکلی  شامل :

1. عدم حضور استاندار و هیچیک از معاونین  و هیچیک از مدیران کل و هیچیک

 از معاونین مدیران کل  و الخ

۲. در باب حضور مقامات  فرمانداری  هم  ایضا

۳. حضور ساده و مردمی نماینده جدید در اولین حضورات رسمی خود و صحبتهای

 مختصر اما امیدوارکننده اش در باب تعهد به وظیفه اصلی نمایندگی و پرهیز جدی

 از دخالت مسایل سیاسی- جناحی در راستای  توسعه منطقه ای

4. حضور پر رنگ تر  عکاسان خبری نسبت به گذشته ، که میتواند بجهات 

 حضور نماینده جدید ،  اولین بودجه شورای سوم ،  وزن اجتماعی شهردار و 

 شورا ، عکاسی و شنیدن از استاندار که عموما برای رسانه ها کمتر چنین فرصتی

 دست می دهد  آنهم در بازار داغ  شایعات اخیر  رفتن استا ندار  و ... و ...

۵. حضور پر رنگ هفته نامه های استانی - شامل گلستان مهر ، استرآباد و ... -

روی میز جلسه  شورا ،

۶. حضور اعضای شورای اسلامی شهر در مرحله اول و  دوم

  

ب )نکات محتوایی مربوط  به  بودجه شهرداری  گرگان :

1. رقم بودجه سال 87 شهرداری گرگان  به مبلغ 320 میلیارد ریال و با

جمع  بودجه 4 سازمان وابسته به شهرداری مجموعا حدود  بمبلغ   357

میلیارد ریال  می باشد .

2. رقم بودجه شامل کمکهای دولتی  نمی باشد.

3. حدود   5  درصد از بودجه شهرداری از کمکهای  دولتی  تامین  میشود

- جالب توجه اینکه با توجه به اعمال سیاست خودکفایی شهرداریها ، بخششها  و

تخفیفات مصوب نمایندگان محترم  مجلس یا دولت محترم برای دستگاههای دولتی 

و اقشار مختلف و ... ، بخشش از جیب مردم  میباشد .

4. بودجه شهرداری گرگان در سال 86 مبلغ  230 میلیارد ریال  و عملکرد

 (بجز اقلام قطعی نشده ) حدود 260 میلیارد ریال بوده که  باضافه  اعتبارات

دولتی مجموعا حدود 280 میلیارد ریال می باشد(بدون احتساب عملکرد سازمانها ) 


ساعت شنی زمان
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٤  
 

 

چندی قبل سریالی در صدا و سیما  پخش  شد  با نام   "ابن سینا "  سریال خوب و

جالب توجهی در  باب  سرگذشت  این  اندیشمند  بزرگ  بوده است.

 یکی  از  صحنه ها (نکات )  ویژه  برای  من   صحنه ای بود  که  یکی از شاگردان  شیخ 

 در اول صبح  در زمان دیدن خادم  مکتب   از استراحت و خواب شیخ  پرسید  که خادم 

گفت شیخ  دیشب  خواب بسیار کمی داشتند (2-3 ساعت )   و  وقتی به استراحت

بیشتر  اصرار کردم  شیخ  پاسخ  داد :      وقت (عمر ) بسیار کوتاه  است ! !

 انهم ابن سینا 

 - بعضی  وقتها  که فضای فکر و اندیشه  مرا از  گاری زمان  پیاده  و سوار  بر  قطار  

سریع السیر  زمان میکند

- بعضی وقتها  که میتوانم معنی  گذر  زمان و عمر  را  از  لابلای  غبار  زندگی  حس  کنم

-  بعضی  وقتها  که  تصور  و  تجسم  ساعت شنی  زمان  برایم  سهل  میشود 

  به  تهیدستی و  کم بهره مندی (یا کوتاهی ) خود  و  بسیاری از انسانهای  مثل خود

(علیرغم همه فرصتها و  قابلیتهای  خدادادی)   و پاسخی که ندارم !   می اندیشم

واقعا  اگر محاسبه میزان  مطلوبیت  و مفید بودن زمان و عمرمان  را به  خود ما واگذار کنند  

چه  نمره ای  به  خود خواهیم داد؟

اگر ساعت زمان را در همین لحظه  برای ما متوقف کنند چه نگاهی  به گذشته خواهیم

داشت ؟

چه  کارهای  نیمه کاره  یا اقدام  نشده  به ذهن  میرسد؟؟  

 چقدر به خودمان می پردازیم ؟

چقدر از زمان عمر در مهار ما بوده  و چقدر ما در حصار زمان ؟؟

چقدر برای استفاده  صحیح  از  زمان - فردی  اجتماعی  یا سازمانی - برنامه داریم ؟

بگذریم  از  اینکه غیر  از  پاسخگویی  در  نحوه  صرف عمر و زمان  در روز قیامت  

 اگر  دنیایی  هم  حساب کنیم   باز هم  نمره خوبی نداریم .   

چه  میزان  از رفتار خود  در حوزه های  مختلف   زندگی شخصی  - کار و خدمت  - علم

 و  دانش و ...   لذت  و  رضایت  درون  داشته ایم ؟

 دغدغه های  فوق  بهمان  میزان - و بعضا بیش از آن -  که  جنبه  فردی  دارد  جنبه 

 اجتماعی و  ملی  دارد   یعنی در مواردی  زمان  و فرصت های  اجتماعی  و ملی هم 

 دچار خسران و نقصان  می شود  که  یکی  از دلایل  مهم  آن  مسائل و  موانع 

 فرهنگی- اجتماعی   جامعه  می باشد. 

فلذا  انتظار میرود  متناسب  با سطح و میزان  نفوذ  اجتماعی   افراد  و 

 جایگاههای  اجرایی  و مسئولیتی که بعهده هر کسی می باشد  احساس مسئولیت

  و  دغدغه  نیز  بیشتر  باشد .

انشاءا...   در سایه  اعتقادات  دینی  و  باورها  و  دیرینه  فرهنگی  و  ملی  و  بهره گیری 

 از تجارب  دنیای  توسعه یافته  بتوانیم  احساس  مسئولیت   و  دغدغه  در  باب 

استفاده   صحیح  و  بموقع  از  زمان  - فرصتها  و قابلیتها  را  هم  در جنبه فردی  

 و  هم  جنبه  اجتماعی  و ملی   با فرهنگ سازی صحیح  - در قالب حرکتهای توام 

همگانی (مردمی )  و حاکمیتی -  تقویت  و  ترویج  نماییم  .

 و  با  پرهیز  از  فرصت سوزیها   تعطیلی ها   تاخیر و تعلل ها    اطاله زمان ها ... و 

 بهره گیری   صحیح   و  غنیمت شمردن  زمان  و فرصتهای  فردی  و  اجتماعی  شاهد 

تسریع  روند توسعه  و  تحول  اجتماعی  باشیم.  

                                                                               انشاءا...


چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٢  

                                          

 در ایام تعطیلات فرصتی شد تا کمی مطالعه داشته باشم از جمله کتابی

 از اسپنسر جانسون به نام "چه کسی پنیر مرا جابجا کرد" .که قبلا بارها

قصد کردم آنرا بخوانم  اما موفق به مطالعه آن نشده بودم . توان نویسنده 

 در بردن خواننده  به فضای مورد نظر  کتاب   را  جالب  و  قابل تحسین

  میدانم . به دوستانی  که تاکنون این کتاب را  مطالعه  نکرده اند توصیه

مطالعه  آنرا  دارم .

به نظرم کتاب مذکور در عین کوچک بودن و صفحات کم آن  پر محتوا و موثر

می باشد. داستان با حضور 4 شخصیت فرضی ( 2 موش و 2  انسان

کوتوله )  در مواجهه با مشکل تامین غذا  و ...   بوده  که نهایتا  در جهت

القاء اهمیت  پویایی - تحرک  و توجه  به تغییر شرایط  و عوامل

محیطی  در هر حوزه ای اعم  از سازمانی  - بازار و تجارت - رفاقت و

رقابت و  حوزه  خانوادگی  و ... و  ضرورت  پیش بینی  - آمادگی  و

تطبیق  فعال  با  آن  می باشد.

از جمله نکات  قابل توجهی که بخوبی  به ذهن خواننده نزدیک و القاء

می شود موارد ذیل  میباشد:  

1. یاد آوری  تشابه زیا د موضوعات  زندگی انسان و حیوان  و فرصت

یادگیری از آن

2. اهمیت و ضرورت توجه به تغییر شرایط و عوامل محیطی در هر امری

 (در جهت حفظ وضع موجود و کسب آینده مورد انتظار)

3. اجتناب ناپذیر بودن  تعییر و تحول در برنامه ها  و اقدامات و حتی اهداف

متناسب  با  تغییر و تحولات

4. بسنده نکردن و راضی نبودن از وضع موجود و تحرک و تلاش در جهت

 بهبود مستمر  ( همواره  وضعیت بهتری را  متصور باشیم )

5. پرهیز از ترس و عدم تردید  در رهایی از وضع موجود و یا بعبارتی 

 موفقیت در پشت  دیوار ترس و تردید قرار دارد .

( اصرار نورزیدن و عادت نکردن به سبک و سیاق و برنامه ای که بیش از

این جواب نمی دهد)

6. دوری از تاخیر و تعلل در تصمیم و اقدام  به  حرکت  و مهم بودن

سرعت در عمل  (کسب فرصت بیشتر با سرعت بیشتر  و بالعکس )

7. اجتناب ناپذیر بودن ریسک پذیری  برای کسب شرایط  و فرصتهای بهتر

و دوری از محافظه کاری افراطی

  8. ضرورت تحمل زحمت و تلاش  (با اعتقاد)  یا بعبارتی سختکوشی 

 برای کسب نتیجه  ( نابرده  رنج  گنج  میسر  نمی شود ... )

۹.  عدم توقع  توفیق در اولین مراحل 

( شکست و پیروزی جزئی - واقعیتی - از  فرآیند  هر فعالیت هست )

و...

علاقمندم از  نظر و نتیجه گیری  دوستان  بعد از  مطالعه کتاب 

 بهره مند  شوم


معرفی استان گلستان ( یا استرآباد فعلی ) - قسمت 2
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٠  

 

نوار ساحلی :

استان گلستان با داشتن بیش از 95 کیلومتر ساحل دریای خزر و حدود 10 کیلومتر

 کرانه قابل استفاده از سواحل جنوب شرقی این دریا دارای اکوسیستم های غنی آبی

 و خشکی است . 

تالاب های بین المللی آلاگل ، آجی گل و آلماگل و گمیشان و محصور شدن

 این تالاب ها توسط 4 حوزه مهم آبخیز گرگانرود ، قره سو ، اترک و خلیج گرگان و

سایر رودخانه ها و چشمه سارهای دیگر این منطقه را حائز اهمیت کرده است .

از مهمترین منابع آبزی استان گلستان در دریای خزر می توان به دو دسته ی

 ماهیان خاویاری ، استخوانی اشاره کرد که حدود 5/44 درصد از ماهیان خاویاری

 و استحصال خاویار کشور در این استان تأمین می شود . همچنین بیش از

85 درصد صید فیل ماهی دریای خزر در استان گلستان انجام می شود .

 

میزان اراضی زیر کشت محصولات زراعی استان 589 هزار هکتار است

 که 51 درصد مربوط به کشت گندم و جو و 29 درصد مربوط به زراعت نباتات صنعتی

 مانند سویا ، ذرت ، کلزا وبنبه و ..... اختصاص می یابد . سطح زیر کشت سال

زراعی ۸۵-۸۴  بنبه با حدود ۱۳۵۹۹ هکتار مقام دوم کشور-   توتون وتنباکو با 

 ۲۹۳۵ هکتار  مقام اول کشور  -   سویا  ۵۴۶۲۴با  هکتار مقام اول کشور -  

  کلزا  با ۶۱۷۸۳ هکتار  مقام اول کشور   و سایر دانه های روغنی با ۸۳۶۷ هکتار

 مقام سوم - و ...

با توجه به شرایط خاص اقلیمی پوشش گیاهی استان گلستان بسیار

متنوع است از استپ تا جنگل های انبوه که از آن به مادر جنگل های خزری یاد

می شود . که این جنگل ها به جنگل های مرطوب ، نیمه مرطوب و جنگل های

 نیمه خشک تقسیم می شوند که جنگل های مرطوب از گلوگاه آغاز و به دره زیارت

 ختم می شود که از این دهنه نیز جنگل های نیمه مرطوب امتداد می یابد

جنگل های نیمه خشک نیز در دامنه های شرقی و جنوبی استان گسترش می یابد .

جنگل های استان  - با طول تقریبی ۲۶۰ کیلومتر - که از گونه های کمیاب و

بازمانده دوران سوم زمین شناسی است با لحاظ نمودن سطح جنگل کاریها

 مساحتی حدود ۴۳۰۰۰۰  هکتار را شامل می شود .

 مراتع استان گلستان که پوشیده از استپ است مساحتی برابر 1126000

 هکتار است که در چهار حوزه عمده اترک ، گرگانرود ، قره سو و حوزه آبخیز نکاء

 را شامل می شود که شامل مراتع ییلاقی میانبند و قشلاقی است .

بخش هایی از استان گلستان به دلیل تنوع اقلیمی و داشتن کوه ، دریا ، جنگل و

دشت به عنوان شاخصی از مناطق بکر و دست نخورده تحت عنوان های مختلف

 مورد حفاظت قرار گرفته که هشت زیستگاه طبیعی با مساحتی بالغ بر 192932 هکتار

 معادل 44/9 درصد مساحت کل استان محسوب می شود . که عبارتند از :

پارک ملی گلستان ، مناطق حفاظت شده جهان نما و لوه ، زاو. رودخانه

حفاظت شده گرگان رود، مناطق شکار ممنوع چلچلی وعزیز آباد و گوهستان ،

 تالابهای بین المللی آلاگل ، آجی گل ، آلما گل و گمبشان

همچنین وجود جاذبه های طبیعی مانند انواع آبشارهای بی نظیر مانند

آبشار گلستان ، آبشار لوه ، کبود وال و شیرآباد و شبه جزیره آشوراده از مهمترین

پتانسیل های بالقوه ای است که در بحث اکوتوریسم قابل توجه است .

 

جاده آسیایی ایی که از استان گلستان می گذرد یکی دیگر از مؤلفه های مهم

 و از ابزارهای توسعه است که شرق و غرب کشور را به هم مرتبط ساخته است .

در بخش صنعت نیز وجود 6 شهرک و ناحیه صنعتی در استان و شهر ک صنعتی

 سبز آق قلا از صنایع مهم استان محسوب می شوند.

 فاصله شهرستانهای استان گلستان

سه راهی کلاله
16
33
51
56
89
131
160
175
172
154
مینودشت
18
36
41
74
116
145
160
157
137
گنبد کاووس
18
23
56
98
127
142
139
119
آزاد شهر
5
38
77
109
124
121
101
رامیان
28
70
98
112
111
91
علی آباد
42
70
85
83
63
گرگان
29
44
41
21
کردکوی
15
12
50
بندر گز
27
65
بندر ترکمن
39

آق قلا


استان گلستان ( یا استرآباد فعلی ) - قسمت 1
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٠  

 

معرفی استان گلستان

(استراباد فعلی )

                                                                                                    

 

بعد از اشاره ای به سابقه تاریخی استر آباد لازم دیدم شرح مختصری

 از استان گلستان یا بعبارتی استرآباد فعلی داشته باشم .

 که البته گفتنی ها در مورد آن بسیار زیاد بوده که در هر مرحله به بخش هایی

 از ویژگی ها و قابلیتهای کم نظیر و بعضا منحصر بفرد آن اشاره خواهد شد .

استان گلستان با پیشینه ی تاریخی هفت هزار ساله از دوران آریائیان از محورهای

تمدنی ایران زمین محسوب می شود که براساس آمار نامه سال ۱۳۸۵با

 مساحت 20۱۹۵ کیلومتر مربع و ۲۴/1 درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص

داده است .


جمعیت استان براساس آخرین سرشماری انجام شده در سال 1375 ،

 1426288 نفر و براساس  سرشماری سال ۸۵ ، ۱۶۱۷۰۸۷  نفر است

که این جمعیت ۲۹/۲ درصد جمعیت کل کشور محسوب می شود .

جمعیت شهری و روستایی استان گلستان براساس  سرشماری سال ۸۵ عبارت از

 ۷۹۵۱۲۶ نفر شهری و ۸۱۹۵۸۴  نفر روستایی است که ۱۷/4۹ درصد ساکن

 نقاط شهری و ۷/5۰ درصد ساکن مناطق روستایی و  ۲۳۷۷ نفر غیرساکن و عشایر

 هستند که تراکم نسبی جمعیت استان طبق سرشماری سال ۸۵  -  ۸۰  نفر

در کیلومتر مربع است .

استان گلستان براساس آمارنامه سال ۸۵ دارای ۲۱ بخش ، ۱۱ شهرستان ، 

۲۳ شهر و ۵۰ دهستان است . شهرهای گرگان با ۲۷۴۴۳۸ نفر مرکز استان  و گنبد با

 ۱۲۹۱۶۷  نفر جمعیت طبق سرشماری سال ۸۵ بالاترین جمعیت در شهرهای

 استان  را دارا می باشند .  شهرستانهای گرگان و گنبد نیز به ترتیب با جمعیتی

 بالغ بر  ۴۰۱۳۹۹  و ۲۸۹۶۴۷ نفر بزرگترین شهرستانهای استان می باشند.

سایر شهرستانهای استان شامل کردکوی - بندرگز -  ترکمن -  آق قلا - 

علی آباد - رامیان - آزادشهر - مینودشت - کلاله   می باشد.

- وضعیت اقلیمی استان گلستان :

در محدوده ی منطقه ی معتدله ی شمالی بین 36 درجه و 24 دقیقه تا 38 درجه

 و 5 دقیقه ی عرض شمالی و 53 درجه و 51 دقیقه تا 56 درجه و 4 دقیقه ی

طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و در بخش شمالی کشور واقع شده است .

از شمال به کشور ترکمنستان ، از جنوب به استان سمنان ، از شرق به استان خراسان

 و از غرب به دریای خزر و استان مازندران متصل می شود . قسمت جنوب و

شرق استان را کوهستان تشکیل می دهد این کوه ها به طور موازی و جهت آن

 تقریباً شرقی- غربی بوده و دنباله ی سلسله جبال البرز است که این کوه ها

از مرز استان مازندران و گلستان (گلوگاه ) شروع و به صورت نواری هلالی امتداد

پیدا کرده و در شرق و شمال شرقی استان به کوه های آلاداغ ، بینالود و هزار مسجد

در استان خراسان می پیوندد که کوه شاهکو ، دراز نو ، پیر گرده کوه ، قلعه موران

 از ارتفاعات مهم استان محسوب شده و قله کهکشان به ارتفاع 3813 متر بین

استان گلستان وسمنان قرار دارد که از مرتفع ترین قلل ایران محسوب می شود .

 

میزان رطو بت و بارندگی :

در استان گلستان هر چه از غرب به سمت شرق حرکت کنیم میزان رطوبت و

 بارندگی به دلیل دوری از دریا کاهش می یابد تا آن جا که رطوبت نسبی حداقل 17

 و حداکثر100 تخمین زده می شود. دمای متوسط سالانه 9/17 و تعداد روزهای

یخ بندان سال در منطقه گرگان 13 روز و در مراوه تپه 20 روز است همچنین تعداد

 روزهای بارانی سال در گرگان 114 روز و در مراوه تپه 84 روز ثبت شده است.

حداکثر مطلق دما 8/41 و حداقل آن 2/1- در گرگان و درمراوه تپه 6/43 و

 حداقل 6/6- ثبت شده است. بیشترین میزان بارندگی در استان گلستان

متعلق به مناطق جنوب غربی با 1000 میلی متر و کمترین بارش در

مناطق شمالی با 150 میلی متر است متوسط میزان بارندگی سالانه استان

 550 میلی متر تخمین زده شده است .


مختصری از تاریخ استرآباد
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٧  

با توجه به عنوان  وبلاگ و تابعیت بهتر دیدم

که در بدو  امر مطالبی در مورد سابقه تاریخی و

 حال استرآباد  آورده شود  که  در همین ارتباط

مطلبی از سایت  mibosearch  برگرفته  از 

 فرهنگ دهخدا  که عینا  تقدیم حضور  میشود .

 البته  در ادامه مطالب به روزتری از استراباد

 ارائه  میگردد.

 استرآباد  :

 دهی نزدیک جرجان . (منتهی الارب ). شهریست

[ بناحیت دیلمان ] بر دامن کوه نهاده بانعمت و خرم و

 آبهای روان و هوای درست و ایشان به دو زبان سخن

گویند یکی به لوترای استرابادی و دیگری به پارسی

کردانی و از وی جامه های بسیار خیزد از ابریشم چون

 مبرم و زعفوری گوناگون . (حدودالعالم ). شهری بجنوب

 شرقی بحر خزر بمشرق بندر گز. ناحیتی از مازندران

نزدیک جرجان . (نخبةالدهر دمشقی ).


 خلاصه جغرافیای تاریخی : استرآباد فعلی شامل دو

 ناحیه مهم بوده یکی در شمال موسوم به دهستان و

 دیگری در جنوب موسوم به ورکان . دهستان شامل

ساحل جنوب شرقی بحر خزر و قسمتی از ناحیه فعلی

 شمال اترک بوده و ورکان شامل تمام ناحیه ایست که

 رود گرگان فعلی از آن میگذرد. دهستان مسکن طوایفی

 موسوم به دَه بوده و این کلمه در زبان فارسی قدیم

بمعنی راهزن و د شمن است . درا ین  ناحیه خرابه

های شهر قدیمی موسوم به مشهد مصریان دیده

میشود که در شمال رود اترک در خاک روس واقع شده و

 به حاصل خیزی مشهور بوده ولی فعلاً بائر است ،

 مرکزدهستان شهر آخور بوده . ورکان که یکی از

قسمتهای هیرکانی بوده در زاویه جنوب شرقی بحر خزر

 واقع و تقریباً شامل قسمت عمده استرآباد فعلی

میشود که حد فاصل بین مازندران و دهستان است ، دو

رود مهم اترک و گرگان آنرا مشروب و حاصلخیز کرده و در

 موقع طغیان آبهای آنها راکد و موجب تبهای مختلف و

بدی هوای ناحیه میشود. گرگان چون فاصله بین طوایف

بادیه نشین و شهرنشین ایران بوده و در دوره های قدیم

 مخصوصاً در زمان ساسانیان در تاریخ اهمیت نظامی

داشته و برای جلوگیری از هجوم بادیه نشینان قلعه

هائی در آن ساخته بودند مانند شهرستان یزدگرد و

شهر فیروز و همچنین دیواری در شمال این ناحیه برای

 جلوگیری از طوایف خارجی ساخته شده بوده است که

از گمش تپه فعلی شروع شده و از شمال گنبدقابوس

گذشته به خواجه ختم میشود. شهر قدیم گرگان

درنزدیک گنبد قابوس کنونی

واقع و در زمان اعراب خرابی بسیار به آن وارد آمد ولی

 مجدداً ساخته شد تا در زمان مغول بکلی خراب گردید

بقسمی که دیگر هیچوقت به اهمیت سابق خود نرسید.


 اوضاع طبیعی : استراباد از شمال محدود است به

رود اترک و از مشرق به خراسان و از جنوب شاهکوه آن

را از شاهرود و بسطام جدا میکند و از طرف مغرب حد

بین استراباد و مازندران طبیعی نیست و از کوههای

 رو شن ابا د - در مسیر استرابا د  به کرد محله

 هزارجریب شروع شده  به کردمحله در کنار خلیج

استراباد و در مقابل دماغه میانکاله ختم میشود.

استرآباد را میتوان به سه ناحیه طبیعی تقسیم کرد از

این قرار: اول ، صحرای ترکمن که بین اترک و قراسو واقع

 و شامل جلگه حاصلخیز فندرسک است . دوم ،

استرآباد و ساحل بحر خزر. سوم ، قسمت کوهستانی

 جنوبی .

صحرای ترکمن جلگه مسطّح همواریست و دو رود بزرگ

اترک و گرگان از آن گذ شته و از جنوب به قراسو محدود

میشود. بستر این سه رود قریب پنج یا شش متر پست

تر از سطح صحرا ست . صحرای ترکمن بعرض 50 و طول

 150 کیلومتر و تقریباً مسطح و شیب کمی بطرف مغرب

 دارد و در آن هیچ ناهمواری و برجستگی جز بعضی تپه

 های مصنوعی دستی مانند اتنون تپه (تپه کلا) و

تخماقتپه دیده نمیشود، سابقاً که سطح بحر خزر بالاتر

 بوده این صحرا را  آب گرفته و رودهای اترک و غیره

رسوبات خفیفی درین قسمت بجا گذاشته و سنگهای

درشت تر را در قسمتهای علیا جای داده است ولی

بعدها در موقعی که سطح بحر خزر کم کم پست شده

رودها در رسوباتی که قبلاً آورده بودند برای خود مجرائی

 تشکیل داده و فعلاً در شن جاریست . ناحیه دوم که

بین قراسو و کوهستان واقع شده حاصلخیزترین قسمت

استرآباد و مرکب از تپه ها و ارتفاعات مختلفی است و

هرچند در تمام آنها سنگهائی دیده میشود ولی روی

سنگها را طبقه گل رُس نازکی فراگرفته که برای روییدن

اشجار بسیار مناسب است . در دره های بین این

ارتفاعات اراضی رسوبی بسیار حاصلخیزی دیده میشود

 که به واسطه آبهای رودهاتشکیل یافته و اراضی

حاصلخیز فندرسک و استراباد  و بندر گز  جزء آن ا

ست . رودهائی که این ناحیه را مشروب میکند بسیار و

اسامی مخصوصی ندارد و هر یک از آنها به اسم قریه

 ای است که به آن نزدیک تر میباشد و به واسطه

نهرهائی که حفر شده از این آبها استفاده کامل میشود.


 ناحیه سوم شامل تمام دامنه شمالی شاه کوه و در

قسمتهای مرتفع بکلی بیحاصل و در قسمتهای مرتفع

متوسط پوشیده از مراتع وسیع و در قسمتهای پست تر

مستور از جنگل است . قُلل مُهم ّ جنوبی استرآباد عبارت

 است از: قزلق و سیاه خانه و حاجی آباد که شاهرود را

 از استرآباد جدا میکند. هر یک از سه ناحیه استرآباد

دارای آب و هوا و وضع مخصوصی است . هوای صحرا در

 تابستان و پائیز گرم و خشک ، در زمستان بی نهایت

سرد و پوشیده از برف ، در بهار سبز و خرم و معتدل

است ، در قسمت متوسط  استراباد  هوا  بسیار معتدل

و مرکبات بخوبی در آن بعمل می آید. قسمت

کوهستانی آن ششماه پوشیده از برف و ششماه دیگر

 سبز و دارای مراتع وسیع برای پرورش گله است .

حیوانات استراباد با سایر نواحی تفاوت دارد مخصوصاً

اسبهای ترکمن معروف  و یکی از بهترین نژاد اسبهای

ایران است و اقدامات اخیر دولت در تربیت آن و اسب دوانی  

 سالیانه که در موقع پائیز بعمل می آید در ترقّی

جنس ا سبان  کمک بزرگی میکند.

 

 

گوسفندهای ترکمنی نیز از حیث پشم و مواد دیگر از

اغلب انواع گوسفندها بهتر و فایده آن بیشتر  میباشد.

اهالی استراباد به دو دست میشونده تقسیم: اوّل ایلات

که در صحرا ساکن هستند، دوم شهرنشینها که در

قسمتهای مرکزی و جنوبی سکنی دارند، شغل ایلات

تربیت اغنام و حرفه شهرنشینان فلاحت و زراعت است .

 هرچند سابقاً طوایف ترکمن دست اندازی بنواحی

مختلفه مجاور میکردند، و سبب خسارت کاروانها

میشدند ولی مسبب حرکات آنها دولت تزاری روس بود و

 اکنون که وضعیّات تغییر کرده و ترکمنها به واسطه ایجاد

 مدارس به وظایف خود آشنا شده اند از حرکات خود

دست کشیده و بمحلی که زندگانی آنها را تامین میکند

علاقه پیدا کرده اند. لهجه اهالی استرآباد و حوالی آن بر

 حسب مجاورت ولایات همسایه تغییر پیدا میکند، مثلاً در

 مغرب شبیه به مازندرانی ودر مشرق شبیه به لهجه

اهالی خراسان و در جنوب شبیه به سمنانی است .

 دامنه های کوههای استراباد چنانکه اشاره شد بینهایت

 حاصلخیز و پرجمعیت است و عدّه قری در فندرسک

بیشتر میباشد. استراباد را از حیث تقسیمات سیاسی

میتوان به ده قسمت تقسیم کرد از این قرار: 1 -صحرا.

2 - اَنزان . 3 - سدن رستاق. 4 - کوهپایه . 5 -

استرابادرُستاق. 6 - ملک . 7 - کتول . 8 - فندرسک . 9

 -رامیان . 10 - کوهسارات و حاجی لر.


 مرکز حکومت استراباد شهر استراباد است که در

روی تپه در طرف شمال قزلقکوه واقع شده و رود ا

ستراباد  که شعبه قرا سو  ا ست از آن میگذرد، عرض

شمالی آن 40 دقیقه و 36 درجه و طول شرقی آن 54

درجه و 36 کیلومتری دریا قرار گرفته و ارتفاع آن 116 متر

 است . ا ستراباد  دارای موقع مهم تجارتی و نظامی

میباشد و این اهمیت را در دوره های قدیمه  نیز داشته

است . ا سم  قدیمی آن  ا سترک  بوده و بعدها کم کم

 ا سترآباد  شده و در اواخر صفویه مکرر این شهر مورد

نهب و غارت واقع  شده و خراب گردیده ، در زمان

نادرشاه حصاری بر آن کشیده شده و در ابتدای سلطنت

 قاجاریه حصار آن تعمیر گردید. از بناهای قدیمی آن بنای

شاه عباس اول است که در موقع تعمیر آثار قدیمی آن

ازمیان رفته و به وا سطه  شدت بارندگی اغلب خانه

های شهر با سنگ ساخته شده و دارای مساجد

مسجد جامع گرگان - بنای دوره سلجوقی

و مدارس قدیمه متعدده میباشد. جمعیت تقریبی آن

حدود 15000 نفر و اهمیت تجارتی آن از قدیم و بواسطه

 جاده معروف به ابریشم  بوده که از مشرق به مشهد و

 هرات و از مغرب به آذربایجان و بغداد متصل میشده و

فعلاً علاوه بر آن جاده ها راهی بشاهرود و راه هائی به

 بحر خزر و طهران دارد و بهمین دلیل انبار و مرکز

معاملات مال التجاره های  آسیای مرکزی و ایران بوده

ولی پس از کشیدن راه آهن ماوراء ترکستان اهمیت

تجارتی آن کم شده و اغلب مال التجاره های آسیای 

مرکزی بتوسط آن حمل میشود. بندر طبیعی آن بندر گز

 و بندر شاه و سابقاً بندر آن آبسکون بوده که محل آن

معلوم نیست .

 در داخل مسجد عباسعلی ا ستراباد چشمه ایست که

 اهالی آنرا نظرکرده میدانند و در اطراف آن دهات متعدده

واقع شده که اغلب حاصلخیزند. صحرای ترکمن از شمال

 محدود ا ست  به رود اترک و از مغرب به بحر خزر و از

مشرق به کوههای قوچان و از جنوب به رود گرگان . این

صحرا مسکن طوایف ترکمن است که به دو دسته 

 تقسیم میشود: اول ترکمن های یموت که پانزده تیره

 و تیره های مهم آن جعفربای ، آتابای ، آقآتابای و

چارواردوچی هستند، دوم ترکمن های کوکلان که بیست

 وهفت تیره و تیره های مهم آن کرخ ، قرابی خان ، آی

درویش و تسمیک میباشد. ایلات ترکمن دارای گله های

متعدد هستند که در  چرا گاه های صحرا پرورش مییابند

و جنس گوسفندهای آنها مشهور و محصولات گله های

آنها بسیار است ، مهمترین صنایع  د ستی آنها بافتن

قالیها و تنگ اسب و خورجین و غیره و عدّه ای از آنها نیز

 دارای قایقهای بزرگی هستند که در سواحل بحر خزر با

مهارت مخصوصی مسافر و مال التجاره حمل میکنند.

 شهرهای مهم ولایت استراباد که اهمیت تاریخی

داردعبارت است از: گرگان ، بندر گز  و  فندرسک . گرگان

 شهر قدیمی بوده که تا قبل از مغول اهمیت بسیار

داشته و محل آن در کنار رود گرگان به دو قسمت

تقسیم میشده یکی شهرستان و دیگری بکرآباد که

بواسطه پلی به هم متصل بوده اند. مقبره قابوس

وشمگیر در سه کیلومتری این شهر و معروف به گنبد

قابوس و از آثار آل زیار است .


سال نو مبارک
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥  

یا مقلب اقلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال -                                                        آمین **********************************************************************

 * هر بهار با رویش دوباره طبیعت ما را به آغازی دوباره -

 بالندگی و شکوفایی فرا  میخواند   *

 

 با سلام و آرزوی سالی خوش توام با خیر و برکت و

سلامتی برای شما امیدوارم بتوانم در طول سال جدید

همراه خوبی برای شما باشم .

 به لطف خدا امسال عید قسمت شد که سفری به

مشهد مقدس داشته باشیم و نائب الزیاره دوستان و

همشهری های عزیز باشیم . طوری که  میلاد حضرت

محمد -ص-  و امام صادق -ع-  را  هم  آنجا بودیم .

علیرغم شلوغی این ایام مشهد الحمدلله باتفاق خانواده

 عزیمت و اقامت خوبی داشتیم . و از اینکه آغاز سال

جدید را با زیارت حضرت امام رضا شروع

 کردم احساس خیلی خوبی دارم .

حسب اتفاق در مشهد یکی از دوستان خیلی خوبم را

دیدم که در برگشت یک روزی هم در گرگان میزبان

ایشان بودیم اهل تهران است از زمان تحصیل در مقطع

لیسانس حسابداری دانشگاه نفت با هم ارتباط  و

دوستی خوبی داریم .

 

یک سری به توشن - هزاربیچ - النگدره - ناهارخوران -

زیارت و آبشارش زدیم . مجموع این همه زیبایی در یک

منطقه با این وسعت محدود خیلی

برایش جالب بود بالاخره خوش گذشت .

 

 

 

همزمان در موضوعات مختلف تبادل نظر و اطلاعات

داشتیم او از بخش خصوصی و تجارت و من از بخش

عمومی و دولتی و مسائل مربوط به آن صحبت میکردم

هردو به نوبه خود نتیجه گیریهای خوبی داشتیم !! - خدا

به ختم خیر کند - .

 این وبلاگ هم به امید خدا و کمک دوستان با تلفیقی از

 مطالبی در مباحث شخصی - منطقه ای - اقتصادی -

اجتماعی و مد یر یتی  ادامه  یابد .........

 


آغاز با نام و یاد تنهای بی همتا
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥  

  

   بسمه تعالی

هدیه ای از  بهترین  کلامها

ستایش  خداوندی  را  سزاست   

 که صفتی بر صفت دیگرش  پیشی  نگرفته  تا

 بتوان گفت پیش از انکه اخر باشد اول است و  قبل  از  انکه 

. باطن  باشد  ظاهر  است 

 . هر  واحد  و  تنهایی جز  او  اندک  است

 هر عزیزی جز  او  ذلیل  و  هر  نیرومندی جز

 . او  ضعیف  و  ناتوان  است

 هر  مالکی جز  او  بنده  و  هر عالمی جز  او   دانش اموز

   .است

 هر  قدرتمندی  جز  او   گاهی توانا   و  زمانی  ناتوان

 . است

  هر  شنونده ای جز  خدا  در شنیدن صداهای ضعیف

      کر  و  برابر صداهای قوی ناتوان است و  اوازهای دور

. را هم  نمی شنود

   هر  بیننده ای  جز  خدا  از  مشاهده  رنگهای  نا پیدا  و

.  اجسام  بسیار  کوچک  ناتوان  است

  هر  ظاهری  غیر  از  او  پنهان  و هر  پنهانی  جز  او

  ...اشکار  است و 

 * *  قسمتی از خطبه  ۶۵ نهج البلاغه   ** 


به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥  
کاربرگرامی
با سلام و احترام
ورود شما را به جمع کاربران و مخاطبان پرشین بلاگ تبریک عرض میکنیم.
به منظور استفاده مناسب تر از خدمات، توصیه میکنیم از آدرس های زیر بازدید نمایید:
http://amoozesh.persianblog.ir
http://support.persianblog.ir
http://help.persianblog.ir
http://fans.persianblog.ir
http://news.persianblog.ir
http://admin.persianblog.ir


باتشکر، گروه سایت های پرشین بلاگ
مهدی بوترابی
کلمات کلیدی:وبلاگ فارسی ،کلمات کلیدی:پرشین بلاگ