| " تدبیر انسانی" و " تقدیر الهی " |
| ساعت ۱٠:۱٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸ |
|
تنها نجات یافته یک کشتی ، به ساحل جزیره دور افتاده ای، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات ، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید . اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود،از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به به آسمان می رود. صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود. "وعسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا وهو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون" آیه 216 بقره بسیاری از اتفاقات و وقایعی که در زندگی ما بوجود می آید بی تشابه به این داستان زیبا نیست. با اعتقاد به جبر و اختیار و وظایف و مسئولیت انسان به تلاش , و نقش و تاثیر انسان در وقایع و وضعیتی که در آن قرار دارد، باید گفت : اطلاع و اشراف انسان به نتیجه بسیاری از امور محدود است . این محدودیت هم ابعاد کیفی وهم کمی نتایج را شامل می شود. البته منظور از این مطلب اشاره به آثار بخشی از اعمال و یا اتفاقاتی است که در زندگی ما برحسب حکمت الهی حادث می شود،اما عقل و درک بشری بدون دیدن آثار ظاهری آن از درک آن ناتوان و بعضا ناراضی است . براین اساس است که گفته می شود مکلفیم در هر موضوعی از زندگی انسانی ، در چارچوب وظایف و مسئولیتهای مربوطه اقدام ، تلاش و پی گیری لازمه را داشته و با توکل بر خدا امیدوار به نتیجه حاصله باشیم و آنچه خیر است را از خداوند مهربان بطلبیم .اگر چه رسیدن به این باور و یقین سهل نیست اما اگر بشود چه آثار مثبت و اثرگذاری بر زندگی و رفتارهای مطلوب اجتماعی و انسانی خواهد داشت .
|
|
| برد - برد (win-win ) |
| ساعت ٤:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱ |
|
یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقهها، جایزه بهترین غله را به دست میآورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقهمند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش میداد و آنان را از این نظر تأمین میکرد. بنابراین، همسایگان او میبایست برنده مسابقهها میشدند نه خود او! “گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم”. این مطلب متن ایمیلی بود که یکی از دوستان ارسال کرد. بنظرم این حکایت یکی از مصادیق بحثی از مباحث "تصمیم گیری" بطور عام و "مدیریت" بطور خاص - تحت عنوان "سیاست برد – برد (یا همان win- win )" - است. واژه "رقابت" که بارزترین کاربرد آن در تجارت و اقتصاد ((business می باشد، با مفهوم و تعبیر گذشته آن بیش از این کاربرد و کارکردهای لازم را ندارد و مفهومی جدید با تلفیق رقابت و رفاقت (به تناسب شرایط ) با نگاه "برد – برد" جایگزین شده است. البته شاید فقدان این تفکر در کوتاه مدت جواب دهد اما با شرایط ،شواهد ،تحولات و الزامات عصر حاضر ، قطعا در میان مدت و خصوصا بلند مدت راهگشا نخواهد بود. بخش عمده این بحث مربوط به تغییر الگوی روابط و تعاملات ناشی از افزایش دانش و علوم و سطح آگاهی ،انتظارات و نگرش انسانها و سایر تغییر و تحولات و توسعه جوامع میباشد. البته تغییر الگوهای موردنظر ،روابط و تعاملات از سطح بین فردی گرفته تا گروهی ، اجتماعی و همچنین منطقه ای و بین المللی را شامل می شود. که روابط و تعاملات دوستانه ، خانوادگی ، گروهی ، سازمانی ،شرکت ها و موسسات بازرگانی – اقتصادی ،سطوح حاکمیتی، روابط منطقه ای ملت ها و روابط بین الملل همه در دایره شمول آن قرار دارند. نتیجه گیری مرتبط دیگری که می توان در بحث تاثیر محیط داشت اینکه, قرابت جغرافیایی ملل توسعه یافته ، ملل درحال توسعه و همچنین عقب مانده هم با حکایت این کشاورز موفق مرتبط می باشد. اگر چه اطلاعات جغرافیایی کمی دارم اما در همین حد که دقت کردم عموما قرابتی از این دست را مشاهده کردم . عموما مجموعه کشورهای توسعه یافته در کنار هم ، کشورهای درحال توسعه نزدیک هم ، کشورهای درگیر و یا درحال جنگ نزدیک هم ، هر یک در مناطقی تقریبا مشخص استقرار دارند. (ظاهرا مسایلی از این دست واگیر دار است). شاید ناتو - اروپای با پول واحد- و دهها برنامه مشترک اروپا حاصل این تفکر باشد.
پس آیا می شود براین اساس بیش از پیش به سیاستهای جمعی و منطقه ای برای اهداف و خواست های مشترک با کشورهای منطقه یا سایرین داشت ؟ همین مقایسه را شاید بتوان بطور نسبی در داخل کشور و شاخص های توسعه و برخورداری استان ها داشت، استانهای مستقر در مرکز (اصفهان-یزد- کرمان –شیراز –و...)، استانهای شمالغربی (آذربایجانهای غربی و خصوصا شرقی و اردبیل ) استانهای تهران و مجاور (قزوین-زنجان –همدان-سمنان) تا حدی مصادیقی از این دست هستند. پس بطور مثال آیا می شود بمنظور هم افزایی توانمندی ها و منابع, برنامه ها و سیاست ها و تلاش مشترکی برای نیازهای مشترک و مرتبط با استانهای همجوار داشت ؟ از دیگر کاربردهای این بحث کارکرد آن در سازمانها و موسسات دولتی ,عمومی و خصوصی می باشد که بر اساس آن باید تصمیمات و اهداف بطوری تعیین گردند که همزمان منافع افراد , سازمان و اجتماع فراهم گردد چرا که تنها در این حالت است که می توان انتظار افزایش تعلق و تعصب افراد , هم افزایی منابع سازمان و بهره وری داشت.
و اما گسترده ترین کارکرد آن در روابط و تعاملات بین فردی,خانوادگی , دوستانه ,گروهی و انواع شراکت هاست که بطور روزمره با آن مواجهیم و چه بسیار اختلافات , سوءتفاهمات و مناقشاتی را شاهدیم که منشاء عمده بسیاری از آنها عدم درک و پذیرش مفهوم "برد-برد" می باشد. ادامه بحث طولانی است و نمی توانم خلاصه کنم . نتیجه اینکه : نمی شود به محیط پیرامون و تاثیر عوامل محیطی برتصمیمات بی توجه بود و فقط به متغیرهای مربوط به خود فکر کرد. یکجانبه گرایی بیش از این پاسخگو نیست . بهمین دلیل از سطح فردی گرفته تا سطح اجتماعی و ملی باید سیاست برد- برد را اتخاذ کرد و به آن باور داشت.
و دست آخر اینکه :در مباحث حوزه اجتماعی شکل جدید این سیاست " برد – برد – برد " ( یا همان (win- win-win می باشد ، یعنی صرف فایده فردی طرفین تصمیم کفایت نمی کند بلکه عامل مهم دیگری وجود دارد که "فایده یا تاثیر اجتماعی" آن می باشد, و نباید نسبت به آن بی توجه بود. |
|
| بسیج ملی |
| ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱ |
|
در عین حالیکه اعتقاد دارم صرف برگزاری یادواره ها و سالروزها و گرامیداشت ها و ... معمولا تاثیری درتامین اهداف و فلسفه مورد نظر از چنین نمادها ندارد ، اما اهمیت و ویژگی واژه بسیج بهر ترتیب ،خاطرات ،مفاهیم ، ارزشها و افتخارات بزرگی را به ذهن می آورد که برای هر هموطنی که از دور یا نزدیک دستی بر آتش داشته , ملموس و فراموش نشدنی است. بطوریکه با مسمی ترین نمونه های برخی ارزشها مثل "اطاعت" , "رشادت" ، "اخلاص" ، "ایثار" و "وحدت کلمه " و"همبستگی ملی" را می توان بوضوح در صحنه هایی از دفاع مقدس دید که خالق آن بسیج و بسیجیان واقعی بوده اند و در کمتر صفحاتی از تاریخ می توان چنین نمونه های کم نظیری را یافت. که از جمله آثار آن نشان دادن حقیقت ملت ایران با تمدن و دیرینه تاریخی و اسلامی آن به جهانیان بوده است .
اما در کنار این همه ، موضوعی همواره در ذهنم بوده که چرا نتوانستیم آن ارزشهای عالی را که برای تحول و توسعه همه جانبه و مطلوب هر ملتی کفایت میکرد ، آنطور که شایسته و بایسته بوده بهره برداری کرده و در ابعاد مختلف توسعه اجتماعی – اقتصادی منتقل کنیم.
حرکت ،همبستگی ملی و دفاع ملت ژاپن در جنگ جهانی دوم صرفنظر از ارزشهای دینی-اعتقادی ما ، شباهتهای زیادی با دفاع مقدس داشته است ، لیکن نکته برجسته تفاوت این است که آنها با پیوستگی و همبستگی بالاتری دوران جنگ و بعد از جنگ (یا سازندگی) را بهم پیوند زده و حفظ کردند و در مید ان تلاش و مبارزه بعد از جنگ هم با همان صلابت ، ارزشها و الگوها پیش رفتند. برای ژاپنی پر تلاش خستگی ناپذیر بعد از جنگ ، کفش چوبی سنگین ژاپنی پذیرفته تر از کفش های سبک و ارزان قیمت تر خارجی و برنج با هزینه بالاتر ژاپنی مطلوبتر از برنج ارزان تر امریکایی و... بوده است .همه تلاشهای برای آبادی ژاپن بوده و همه برنامه ها سیاست ها و استراتژی ها تحت الشعاع منافع ملی – عمومی و یا بعبارتی داشتن ژاپن پیشرفته بوده است .بدیهی است که در سایه این تفکر مسایل حاشیه ای و گروهی و... در اصل موضوع بی تاثیر بوده و محلی از اعراب نداشته باشد. حاصل این رویکرد تبدیل ژاپن جنگ زده به یک ابرقدرت اقتصادی طی یک دوره حدود 50 - 40 ساله می شود.(اگرچه برخی معتقدند برنامه ها ، نقش و حضور آمریکا چه در جنگ و خرابی و چه بعد از جنگ و بازسازی در ژاپن مشهود بوده است اما نمی تواند اصل موضوع مورد بحث را نفی کند).
اما چیزی که باعث می شود ما بتوانیم در این زمینه غنی تر از ژاپن باشیم پشتوانه ارزشهای اعتقادی-دینی هست که داریم . یعنی اخلاص ، ایثار ، پایداری و همبستگی و سایر ارزشهای انسانی-ملی با زمینه های دینی قطعا کارسازتر از ارزشهای مشابه آن با نگاه مادی (اگر چه مثبت) خواهد بود. اعتقاد دارم کماکان پیش زمینه و راه صحیح تر رسیدن به اهداف توسعه ملی ترویج ، تقویت و بکارگیری مجموعه ارزشها و فرهنگ بسیج با نمونه های اصیل آن در جنگ تحمیلی ، الگو گرفتن از پیروزی ها و موفقیت های حاصله در جنگ به تناسب و اقتضای حال و در سایه آن بسیج کردن همه توانمندی ها ، تمایلات و، منابع در راه سربلندی و اعتلای جمهوری اسلامی در منطقه و جهان می باشد. تفکر دقیق و عمیق به بسیج و ارزشهایی که بدست توانمند بسیجیان واقعی ،مخلص و بی ادعا در دوران دفاع مقدس خلق شده است بسیج را با مسمی ترین واژه برای تعبیر این ارزشهای والای انسانی معرفی می کند ، و این قداست وحرمت است که می تواند بسیج و بسیجی را بعنوان یک ذخیره ارزشمند ملی حفظ کرده واز نگاه کلیشه ای و سمبلیک , آسیب ها ، فراموشی ها و خدای ناکرده از بهره برداریهای نابجا مصون بدارد . این سالروزهاست که به بسیجیان اصیل یاد آوری می نماید که چشم امید و اعتلا ی جمهوری اسلامی کماکان به دستان پر توان شماست . |
|
| بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند |
| ساعت ٥:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠ |
|
یک هفته ای هست مشکل سینوس ها عود کرده خواستم مثل همیشه بی توجه از کنار آن بگذرم که نشد! بالاخره مراجعه به دکتر و تاکید بر دقت و رعایت بیشتر و النهایه استراحت در منزل , تا انشاء ا... درمان تکمیلی بعد. علیرغم این که چنین موضوعی برایمان متصور نیست , اما بخاطر متورم شدن سرو صورت و احتمال آسیب به همکاران و ..., امروز را نصف و نیمه در منزل ماندیم و توفیق اجباری با خانواده بودن و بعضا مشغله های بیش از اداره نصیب مان شد. آنهم اگر از شانس خوشت! فردای آنروز جشن تولد دخترت هم باشد . از آنجاییکه برای برخی شاغلین معمولا در طی سال , موقعیت در خانه ماندن در ایام کاری به هر شکل آن , به تعداد انگشتان دست هم پیش نمی آید , خانواده ها از چنین فرصتی حد اکثر بهره برداری را می نمایند یا بقول استراتژیست ها تهدید را به فرصت تبدیل می کنند . و معمولا این نوع از تهدیدات را جدی نمی گیرند. بگذریم , سراغ رایانه رفتم و یادم از مطلب مرتبطی آمد که همین چند روزه به ذهن رسید. ظرف همین دو -سه روز گذشته دو بار شاهد صحنه ای بودم که برایم عجیب و از طرفی ناراحت کننده بوده است . در خیابان عبور می کردم , شاهد صحنه رسیدن آمبولانسی بودم که آژیرکشان درخواست راه عبور داشت , چون پیاده بودم دقت بیشتری کردم . می شود گفت تقریبا راننده ای را ندیدم که به تناسب اهمیت موضوع , عکس العمل نشان داده باشد. شاید به این دلیل که در آن لحظه "به مفهوم و فلسفه آژیر دقت نشود" یا "مهمتر از آن وضعیت مریضی که لحظه ای دیر یا زود رسیدن ممکن است به مرگ و زندگی او مرتبط باشد مد نظر نباشد " و نهایتا "به حس و حال و اضطرابی که خانواده اش دارند" توجه نکنیم . پر واضح است موضوع بدوا یک امر اخلاقی و از ارزش های انسانی است که صرفنظر از ملیت , قومیت , و حتی دین و مذهب می باشد. مهاتما گاندی: هیچ تقوایی وجود ندارد که هدفش یا محتوایش، تنها خوش بختی و آسایش یک فرد باشد. ما همه اعضای خاندان بزرگ بشری هستیم. ممکن است که بشریت هزاران اتاق را اشغال کرده باشد، ولی همه آنها به یکدیگر مربوط است. برتراند راسل: نوع بشر چنان به صورت یک خانواده درآمده است که ما نمی توانیم سعادت خود را جز از راه تأمین سعادت دیگران تأمین کنیم. اگر می خواهیدخود خوشبخت باشید، باید راضی شوید به اینکه دیگران را نیز خوشبخت ببینید. اما شنیده ها , شواهد و مشاهدات نشان می دهد در ممالک بیگانه بخصوص ملل توسعه یافته از غربی ها و غیره به این قبیل امور توجه بالاتری نسبت به ما دارند . این در حالی است که در فرهنگ دیرین و اصیل ایرانی بر آن تاکید و فرهنگ والای دینی مان نیز از قرآن مجید تا سایر تعالیم دینی مکرر و موکد بر این امور و سایر ارزشهای در جهت کمال انسان و حیات طیبه اشاره شده است . ------------------------------------------------------ قرآن کریم : مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی اْلأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النّاسَ جَمیعًا. (مائده: 32) هر کس، فردی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله: مَثَلُ الْمُؤمِنینَ فی تَوادِّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ: اذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ تَداعی لَهُ سائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَر وَ الْحُمّی. مَثَل مؤمنان در دوستی و ابراز رحمت و عاطفه به یکدیگر، مثل پیکر است. هر گاه عضوی از آن دردمند شود، دیگر اعضای پیکر، با بی خوابی و تب، با آن عضو هم دردی می کنند. ---------------------------------------------------------------------- در پایان شعر جاودان و جهانی شیخ اجل سعدی را که گویی در سازمان ملل هم نقش بسته است و معرف فرهنگ اصیل و غیر قابل انکار ایرانی می باشد - تا جایی که باراک اوباما در پیام عید نوروزش به ایرانیان برای اینکه نشان دهد فرهنگ ایرانی را میشناسد و با ما قرابت فکری دارد به این بیت با شکوه اشاره می کند - را تقدیم می کنم : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار --------------------------------------------------------- بر این اساس توقع و انتظار از ما بعنوان یک ایرانی اگر بیش از سایر ملل نباشد کمتر هم نیست , فلذا تک تک ما جهت تلاش در تحقق آن مسئولیم و بنظرم در بسیاری از ارزشها و فرهنگ سازی ها می توان امیدوار بود که تلاش های فردی به تحولات جمعی تبدیل شود. |
|
| اینترنت با قیمت بالا و سرعت پائین |
| ساعت ۱٠:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧ |
|
مقایسه قیمت پهنای باند در کشورهای مختلف جهان -
موضوعی که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا بخوبی پذیرفته شده و به تدریج به تعادل رسیده است تا جایی که دیگر برای آنها پرداخت هزینه برای اتصال به شبکه جهانی اینترنت شکل یک معضل جدی را پیدا نمیکند. شاید این به همان علتی است که چنین کشورهایی خیلی زودتر از کشورهای جهان سوم و در حال توسعه راه پیشرفت و توسعه را در پیش گرفتهاند و سعی دارند با سرعت بیشتری هم آن را ادامه بدهند.
معضل قیمت بالای اینترنت در ایران به عقیده بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران در واقع یکی از موثرترین موانع برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور ما به حساب میآید که متاسفانه همچنان هم راهحلی عملی برای آن ارائه نشده است. با این همه اما کاربران اینترنت در داخل کشور برای استفاده از اینترنتی با سرعت ناچیز باید مبالغ قابلتوجهی را بپردازند که حتی با کشورهای همسایه هم قابلمقایسه نیستند. این روزها یک کاربر ایرانی برای دسترسی با اینترنتی با سرعت یک مگابیت که سرعت نه چندان بالایی در جهان به حساب میآید هم باید مبلغی در حدود 450هزار تومان (چیزی در حدود 448دلار) در هر ماه بپردازد. تازه اگر شرایط خاص و محدودیتی در ارائه خطوط با این سرعت مطرح نباشد. و اگر کاربران بخواهند از اینترنت کم سرعتتری هم استفاده کنند باید برای اینترنت با سرعت 256 مبلغی در حدود 40هزار تومان (در حدود 38دلار) و برای سرعت 128 مبلغی بین 15 تا 20 هزار تومان در هر ماه بپردازند. -------------------------------------------- مواردی مرتبط بنقل از یکی از مدیران مرکز تحقیقات مخابرات ایران در خردادماه 88. - سرانه استفاده افراد از پهنای باند بین الملل در ایران بسیار پایین است.در حالیکه بیش از 60درصد کشورهای جهان تا سال 2007 به اینترنت باند وسیع دسترسی پیدا کردند که 85 درصد این تعداد مربوط به کشورهای توسعه یافته است. - در شاخص های ITU از میان 154 کشور عضو این اتحادیه در سال 2002 رتبه ایران 92 و در سال 2007 به رتبه 78 دست یافتیم. - یک چهارم دنیا کاربر اینترنت و یک سوم مشترک تلفن همراه هستند. - طبق گزارش اتحادیه جهانی مخابرات، متوسط جهانی ضریب نفوذ تلفن همراه 61درصد ، تلفن ثابت 19درصد و اینترنت 23درصد است. - سهم ICT از GDP (تولید ملی ) در سال 2000 در ایران 5/1درصد و در سال 2004 حدود۴ /٢ درصد بوده که متوسط دنیا 5/7 درصد است. -------------------------------------------------------- در عصری که شاهد پیشرفت و تحولات شگرف و روز افزون در عرصه های مختلف علم و فن آوری بر پایه توسعه فن آوری اطلاعات و آمار هستیم, و عصری که عصر ماورائ اطلاعات نامیده می شوداز متولیان امر انتظار میرود که علاوه بر اهتمام و توجه جدی در رفع این موانع , زمینه های گسترش و کاربردی کردن اینترنت , آموزش فراگیر و توسعه فرهنگ صحیح استفاده از آنرا نیز در دستور کار جدی خود داشته باشند.
|
|
| "فرهنگ دوچرخه سواری" یا " فرهنگ و دوچرخه سواری" |
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢ |
|
چندی پیش طی طرحی از طرف اداره برای مدیران دوچرخه یارانه ای تهیه شد. چند روزی گذشت و همکاران منتظر که خاصیت کاربردی این طرح چیست؟ بنظرم رسید اگر بعنوان اولین نفر فردا با دوچرخه سر کار حاضر شوم نه اینکه اتفاق خاصی نخواهد افتاد , بلکه می تواند از جهات مختلف مفید فایده بوده و از طرفی بطلان فرضیه (ذهنیت احتمالی) سمبلیک و نمادین بودن این اقدام باشد. علیرغم اینکه مسیر منزل تا اداره طولانی است اول صبح سوار بر دوچرخه و رکابزنان راهی اداره شدم. چون باور داشتم که اقدام مفید و ارزشمندی است صبح بسیار لذت بخشی را تجربه کردم. . راستی واقعا نگاه از روی دوچرخه با نگاه از پشت فرمان خودرو بسیار متفاوت است که باید تجربه کرد. متاسفانه در طول کل مسیرهیچ دوچرخه سواری را ندیدم. -همکار نگهبان اداره با دیدن بنده متعجب شد سایر همکاران نیز همینطور.چند لحظه از حضورم در دفتر کار نگذشت که موضوع بعنوان خبری جالب توجه برای همکاران منتشر شد. احساس کردم سایر همکاران (مدیران) منتظر بودند که یک نفر خط شکنی کند, راستش یک هدفم این بود که این فضا را ایجاد کنم که علی الظاهر موفق شدم . نشان به آن نشان که فردای آن روز که با دوچرخه وارد اداره شدم حدود ده نفر از مدیران را در ورودی اداره منتظر دیدم و روابط عمومی و تصویر برداری و ... که در ادامه در راستای فرهنگ سازی عمومی باتفاق با دوچرخه مسیر میدان شهرداری را چند دوری زدیم که برای عابرین جالب توجه بود, حتی برای پلیس هم غیر عادی بود. بدین ترتیب و با توجه به استقبال همکاران , ضمن برنامه- ریزی برای واگذاری دوچرخه به تعداد بیشتری از همکاران , مقرر گردید مدیران و سایر همکاران به تناوب و تناسب کاری , مسافتی و جوی با دوچرخه در محل کار حاضر شوند .
بنظرم : -علیرغم وضعیت توپوگرافی و شیب نسبتا زیاد بعضی از مسیرها , باز هم شرایط سفر درون شهری با دوچرخه در اکثر مناطق شهر گرگان هم وجود دارد وهم راهگشای برخی مشکلات شهری می باشد. - بعضا محدودیت ها و حصارهایی که بواسطه عناوین موقت و قراردادی و بدلیل زمینه های فرهنگی ایجاد می شود اساس و مبنای صحیحی نداشته و مانع برخی نیازهای اصیل و رفتارهای عادی انسانی می گردد. چرا که برابر قاعده منطقی رجحان اصل بر فرع , یک فرد ابتدا یک انسان , بعد یک شهروند , بعد یک کارمند(شاغل), و در نهایت یک مدیر است که بهمین ترتیب دوام , بقاء و پایداری دارد. بنابراین در عین حالیکه رعایت حرمت و الزامات هرمقام , موقعیت و جایگاهی لازم است , اقدامی مثل دوچرخه سواری برای کسی حتی مثل آقای سارکوزی نخست وزیر فرانسه هم , هم لازم و هم امکان پذیر است.
- "تصورات اشتباه مشهوری" که فعالیتی مثل دوچرخه سواری را موثر بر قضاوت در شان و شخصیت افراد می داند , از مسائل فرهنگی جامعه ماست که بعضا مانع برخی ارزشها وهنجارهای مثبت هم میگردد. و اقدام یا بعبارتی بدلیل مسائل و مشکلات متعدد شهرنشینی بهتر است بگوییم "فرصت" ارزنده ای مثل گسترش فرهنگ سفرهای درون شهری با دوچرخه (و یا موتورسیکلت) , که هم خاصیت "ورزشی , سلامت و تفریحی " , هم "کاهش الودگی" و خصوصا "کاهش ترافیک" دارد , بی دلیل منطقی و عموما بخاطر مسائل فرهنگی عملی نمی گردد. * موضوعی که می تواند بعنوان یکی از طرحهای موثردر کاهش ترافیک - بخصوص برای شهرهای شمالی که بدلیل محدودیت مساحت شهری و ...مشکلات ترافیکی دارند- مدنظر قرار گیرد.
- بنا بر تجربه و نظریه های رفتاری بنظر میرسد فرهنگ سازی و توسعه بسیاری از الگوهای رفتارهای و هنجارهای اجتماعی مطلوب , از ناحیه متقدمین عرصه های مختلف اجتماعی و نخبگان – چه نظری و چه عملی – بسیار سریعتر و سهل تر خواهد بود. *در همین راستاارائه طرحی مشترک از سوی سازمانها و موسسات بخش دولتی و عمومی و حتی خصوصی می تواند تحول چشمگیری دراین زمینه ایجاد کند.
- النهایه به همه دوستان و همشهریان عزیز پیشنهاد میکنم فرصت سفر درون شهری با دوچرخه یا حد اقل دوچرخه سواری را هم بلحاظ فواید شخصی و اجتماعی آن وهم به جهت کمک به توسعه آن در استرآباد زیبا تجربه کنند. |
|
| سخنی دوباره |
| ساعت ۱٠:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳ |
|
با سلام و آرزوی سلامتی برای همه دوستان و بازدیدکنندگانی محترمی که یادداشت "وضعیت سه شاخص عمده در..."را طی حدود یکسال تحمل کردند , بعد از مدتها دوری از فضای گفتگوی مجازی یا بعبارتی وبلاگ, دلتنگ این فضای جالب وآموزنده شدم . متاسفانه برخی مشغله های بیش از حد شغلی و کاری که بخش اعظم زندگی مان را فرا گرفته ,مجالی برای رعایت تناسب و تعادل (یا بقول دکتر الهی قمشه "هارمونی" در آهنگ) زندگی باقی نمی گذارد. تکرارهای کم تاثیر و فراموشی یا غفلت های پر تاثیر , فرصت اندیشیدن و زیستن بمعنای واقعی برای خود ,خانواده و اجتماع را محدود میکند . اگرچه کار یا شغل و منصب هم بنوعی شامل آن می شود. اما مشاغل(عموما دولتی و عمومی ) با ویژگی های امروزی و بخصوص از نوع جهان - سومی آن , از جنس خاصی است که فاقد ویژگی ها و جامعیت در جهت تکامل , رشد و بلوغ انسانی است. "آنچه می تواند بشود" و" آنچه می توان شد" کمتر محقق می شود. و خلاصه عموما : فرصت "بودن" است , نه فرصت "شدن" . الا رحم ربی ... ****************** بگذریم , بازدید و یادداشت های دوستان , حس حرکت و پویایی که از این فضا دریافت می شود , نیاز ناگزیر دانستن و فضای خوب یادگیری در وبلاگ , باعث شد تا با تلاش و مداومت سعی کنم حتی الامکان این فرصت مغتنم را از دست ندهم .
|
|
| وضعیت سه شاخص عمده توسعه در کشورهای مختلف |
| ساعت ٢:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢ |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| زبان "بین المللی" یا "بیگانه" ؟ |
| ساعت ٤:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٧ |
|
جالب تر از اینکه گفته می شود زبان دوم دنیای جدیدی به روی انسان باز می کند اخیرا جایی خواندم که تاثیراتی نیز بر اعتماد بنفس و حتی طول عمر انسان می گذارد ! گذشته از آثار عمومی دانستن زبانهای دوم و سوم و ... , یادگیری زبان انگلیسی بعنوان زبان بین المللی فواید و کاربردهای زیادی دارد که از مهمترین آنها می توان بهره برداری و همگامی با پیشرفت دانش, علوم و فنون روز - و کاربرد آن در دانشگاهها , تولید و صنعت , گردشگری , حوزه گسترده اینترنت , کتب و متون تخصصی و ... دانست . مهمتر اینکه در جامعه امروزی تقریبا سیستم فردی و اجتماعی بسته نداریم , خواه این سیستم یک خانواده باشد , خواه یک مملکت . باتوجه به این اصل و وجود تبادلات همه جانبه و گسترده در یک کشور خصوصا در سطح بین المللی , می توان فراگیری زبانهای خارجی بویـزه زبان انگلیسی را یکی از ضرورتهای ملی برای امر توسعه برشمرد. تا شاید : تحولی در دانشگاهها و سایر مراکز علمی و تحقیقاتی حاصل شود و امکان بهره گیری از پیشرفت روز دنیای توسعه یافته فراهم تر گردد , متون آموزشی و تخصصی ما از قدمت بعضا چند ده سالگی خارج شود , خانواده ها و خصوصا فرزندانمان امکان استفاده مفید از مزایای اینترنت را بیابند , به تحقق دولت الکترونیک و شهرهای الکترونیکی کمک شود , سفرهای خارجی گسترش یابد و بعضا بخاطر ندانستن زبان - علیرغم وجود سایر شرایط - فرصت ها ازجمله معرفی فکر و فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی از بین نرود و برای بسیاری از دنیا ناشناخته نباشیم , فرصتهای اقتصادی و سرمایه گذاری و خصوصا گردشگری بهتر معرفی شود , اگر توریستی خارجی در خیابانهای شهرمان دیده شد اولا با تعجب نگاه نکنند و ثانیا کسی باشد پاسخ سئوالش را بدهد , ثبت نام امتحان تافل و موارد مشابه قطره چکانی نباشد و در عرض یک ساعت ظرفیت ثبت نام پر نشود !! و صدها فایده دیگر که بر کسی پوشیده نیست. خلاصه اینکه زبان بین المللی خیلی هم بیگانه نباشد یا بعبارت دیگر ما هم خیلی با آن بیگانه نباشیم . اما متاسفانه باندازه کافی در این زمینه کار و فرهنگ سازی نشده و حتی جدی هم گرفته نمی شود . و از همین حیث ضررهای ملی زیادی را متحمل می شویم. * چندی پیش در جمع فامیلی دعوت بودیم که یکی از شبکه ها مصاحبه وزیر امور خارجه- جناب دکتر متکی - را نشان می داد که به زبان انگلیسی صحبت میکرد , با اینکه سطح طرف " وزیر" بود اونهم وزیر " امور خارجه" باز هم برای جمع و قطعا بسیاری دیگر جالب توجه (بهتر بگوییم عجیب ) بوده است . *نمونه دیگر که چندی پیش در سفر به لاهیجان برخوردم ; با تله کابین به بام سبز لاهیجان رفته بودیم در محوطه وسائل بازی پارکی دو دختر خانم به زبان انگلیسی با هم صحبت می کردند , ضمن اینکه برای من هم جالب بود و خانم بنده هم به بهانه تاب دادن بچه ها مکث کرده بود تا بیشتر مکالمه خوب و روان آنها را گوش کند ! می دیدم که موضوع برای اغلب حاضرین در محوطه هم جالب توجه و امری غریب بود. منظور این بود عرض کنم در عین حالیکه حفظ و گسترش زبان فارسی از جهاتی ضرورتی ملی و امری مهم بشمار می آید و قابل دفاع نیز هست , متناسبا تقویت فرهنگ فراگیری زبانهای بیگانه ! بخصوص زبان بین المللی- انگلیسی - نیز می تواند در راستای کمک به توسعه ملی و گسترش حوزه نفوذ بین المللی تاثیرگذار و مهم تلقی گردد. بدیهی ست گسترش حوزه نفوذ بین المللی حرکات و اقدامات متناسب با آن را می طلبد نه بعضا تاکیدات بیش از حدی که بیشتر بهره و مصرف داخلی دارد. * استاد اندیشمند دنیا دیده ای در جلسه ای رسمی صحبتهای خوبی میکرد از جمله در باب تغییر نام خلیج فارس ; می گفت یکی از ملاکهای تعیین یا تغییر نام , استناد به اینترنت و یافته های نام مورد نظر در اینترنت است و یکی از دلایلی که همزمان با شیطنت دشمنان در تغییر نام خلیج فارس در نقشه های بین المللی , فراخوان ثبت *نام خلیج فارس* در اینترنت صورت گرفته بود این بود که در یافته های موتورهای جستجو نام "خلیج عرب" بیش از " خلیج فارس" نشان داده می شد که حتی به چند برابر هم می رسید. بدیهیست برای حل این مشکل برگزاری زنگ خلیج فارس در مدارس کشور خیلی مفید و قرین به مقصود نبوده و فعالیتهای برون گرایی و انتشار و تبلیغ بین المللی - که سهل ترین آن اینترنت میباشد- مثمر ثمرتر خواهد بود. صد البته در این قبیل موارد نقش مثبت دانستن زبان غیر قابل انکار میباشد. اگر کمی بیشتر به برخی از تصمیمات و اقداماتمان دقت کنیم به مصادیق مشابهی می رسیم که شرح حال موضوع می باشد. البته الحمدا... طی سالیان اخیر از نظر اجتماعی و توجه خانواده ها به امر فراگیری زبان انگلیسی شاهد پیشرفت قابل ملاحظه هستیم که امیدواریم با افزایش کیفیت کار مراکز آموزش زبان و از طرفی هم جدی گرفتن موضوع از سوی متولیان امر اعم دانشگاهها و مراکز علمی آموزشی و سازمانهای مرتبط و متولی وبخصوص تذکر حساسیت موضوع از سوی وزارت امور خارجه -با توجه به اشراف به موضوع- شاهد تحولی اساسی در این امر باشیم . |
|
| آیا میدانستید که ... ؟؟ |
| ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۸ |
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| آمار بازدیدوبلاگ |
|
|










